[ پنجشنبه بیست و ششم اسفند ۱۴۰۰ ] [ 10:42 ] [ من ]  | 

فومو زادۀ پیشرفت تکنولوژیک و گسترش اطلاعات است و به احساس از دست دادن چیزی مهیج‌‌تر، مهم‌‌تر و جالب‌‌تر گفته می‌شود که در جایی دیگر در جریان است. همه می‌‌دانیم اسباب پریشان‌‌خاطری است اگر دیگران در حال لذت‌بردن از تجربه‌ای ارزشمندتر باشند و ما جزئی از آن نباشیم و خب اینترنت شرایطش رو فراهم کرده تا شاهد کلی اتفاقای مهیجی باشیم که ما جزئی از اونا نیستیم!
امروزه جریان بی‌‌وقفۀ اطلاعات به طرز نگران‌‌کننده‌‌ای جهانی را به یادمان می‌آورد که از چنگمان می‌گریزد. وقتی دارید این سطور را می‌خوانید، ممکن است مهمانی‌‌ای را که چندنفر از دوستانتان ترتیب داده‌‌اند از دست بدهید، یا غذایی را که چندتا از دوستان دیگرتان بدون شما صرف می‌‌کنند را از دست بدهید.
بخش عمدۀ پشیمانی‌های ما در پایان زندگی، مربوط به چیزهایی است که انجام نداده‌‌ایم و نه چیزهایی که انجام داده‌‌ایم. در این‌‌صورت مشاهدۀ مداوم کارهایی که دیگران انجام می‌دهند و ما انجام نمی‌‌دهیم، آینده‌‌ای را برایمان رقم خواهد زد که در آن مرتب گذشته را به یاد می‌‌آوریم و غصه می‌‌خوریم.
بالاترین سطح فومو در جوانان و بخصوص مردان جوان دیده می‌‌شود و احتمالاً بارزترین نمونۀ این ترس خود را در افرادی ظاهر می‌‌کند که نیازهای روان‌شناختی‌‌شان برای عشق، احترام، استقلال و امنیت ارضا نشده است. روی‌‌هم‌‌رفته، از دست دادن عشق و احساساتی که داریم برای ما ترسناک است، کسانی هم که خود را تماماً وقف کارشان می‌‌کنند از این می‌‌ترسند که مبادا فرصتی در پیشرفت حرفه‌‌ای‌‌شان را از دست بدهند.
رهایی از نظرات دیگران و خلاصی از مقایسۀ اجتماعی، موفقیتی است که نصیب تعداد اندکی می‌‌شود. بهترین راه مقابله با فومو، احتمالاً پذیرش این نکته است که در ضرب‌‌آهنگ پر جنب‌‌وجوش زندگی‌‌مان، گاهی محکوم به از دست دادن هستیم.

رالف والدو امرسون، شاعر آمریکایی: «در عوضِ هر چه که از دست داده‌‌اید، چیز دیگری را به‌دست آورده‌‌اید و در عوض هر چه که بدست آورده‌‌اید، چیز دیگری را از دست داده‌‌اید».

پ ن: البته در کمال احترام به جناب رالف والدو امرسون، گاهی در ادامه هرچه از دست می‌دهیم باز هم چیزهای دیگری را از دست می‌دهیم و این است زندگی!

برچسب ها :

ترجمان

،

انتشارات ترجمان

،

فومو

،

از دست دادن

[ شنبه چهاردهم اسفند ۱۴۰۰ ] [ 19:38 ] [ من ]  | 

این روزا سر و صدای زیادی در رابطه با جنگ روسیه و اوکراین شنیده می‌شه. یه عده «ولودیمیر زلنسکی» رئیس جمهور اوکراین رو قهرمان خطاب می‌کنن و به «پوتین» برچسب مهاجم و متجاوز می‌زنن و در عین حال عده‌ای هم هستن که معتقدن اقدام «زلنسکی» برای عضویت در ناتو باعث ایجاد حساسیت از طرف روسیه شده و اشتباه اصلی از سمت «زلنسکی» بوده. نکته‌ی مهمی که در حال حاضر مطرح هست اینه که امیدوارم نتیجه‌ی این معادلات پیچیده در نهایت به نفع روسیه باشه. واقعیت داستان اینجاست که این روزها ایران در کنار روسیه‌س و شکست سیاست روسیه در قبال اوکراین -شکست در مقابل اروپا و آمریکا- طبیعتا عواقب خوبی برای ایران نخواهد داشت. امیدوارم برخلاف جنگ جهانی، این بار سمت درست تاریخ ایستاده باشیم وگرنه که ...

پ ن 1: در دفاع از خودم بگم که "سمت درست تاریخ" صرفا به معنای "طرف برنده ی جنگ" هست که اتفاقا میتونه خیلی بی اخلاق هم باشه. در طول تاریخ هم برنده ها همیشه بی اخلاق ترین ها بودن و اگر جز این فکر می کنین فراموش نکنین که "تاریخ رو فاتحان می نویسند".

پ ن 2: نکته مهم دیگه ای که لازمه بگم اینکه من بین "ایران" و "جمهوری اسلامی ایران" تفاوت قائلم. برای من منافع ایران مهمه چون کشوریه که دارم داخلش زندگی می کنم و آینده ش برام مهمه. اینکه گاهی صرفا گاهی امیدوار باشی سیاست ها در راستای منافع باشه چیز عجیبی نیست که البته همیشه ثابت کردن یه ذره هم نباید امیدوار بود.

پ ن 3: متاسفانه شرایط این چند وقت اخیر نشون میده ایران بازم سمت اشتباهی رو انتخاب کرده. روسیه ای که خودش شدیدا تحت تحریم قرار گرفته نه تنها کمکی به ما نخواهد کرد بلکه داره به عنوان گوشت قربونی با ما برخورد می کنه که البته جز این هم انتظاری نبود ازش.

برچسب ها :

ایران

،

اوکراین

،

روسیه

،

جنگ جهانی

[ شنبه چهاردهم اسفند ۱۴۰۰ ] [ 12:10 ] [ من ]  | 

هویت! دقیقا این نایاب‌ترین چیزه. این روزا که اصلا پیدا نمی‌شه. طرف روزی که می‌خواد به عنوان طلب‌کار سود بگیره(چه از بانک چه از شخص) می‌شه لیبرال و پای‌بند به قانون بازار آزاد و رقابت، روزی که می‌خواد به عنوان بدهکار سود بده(چه به بانک چه به شخص) مسلمون می‌شه و معتقد به قوانین اقتصاد اسلامی که سود رو ربا می‌دونه، وقتی می‌خواد عرق و مشروب بخوره آتئیست می‌شه و منکر به همه‌چیز که تشخیص درست و غلط رو مختص به خودش می‌دونه، تحویل سال نوی میلادی که از راه می‌رسه مسیحی می‌شه و کنار درخت کاج ترئین شده عکس می‌گیره، با دیدن اعتراضات کارگری سوسیالیست می‌شه و طرفدار برابری و ...
به‌نظرم فلاسفه طی این‌همه قرن فقط وقت خودشون رو با بحث روی سوژه و ابژه و مفاهیمی مثل پدیدارشناسی برای درک واقعیت، هدر دادن. واقعیت موجود رو صرفا منافع شخص از نگاه خودش اون هم در بازه‌ی خاصی از زمان تعریف می‌کنه.
در کل کافر بودن بد نیست، اما به شرط این‌که در تمامی مکان‌ها و زمان‌ها کافر باشی و تظاهر به مسلمونی نکنی. و البته بالعکس!

مشخصات
اینجا نه می نویسم واسه اینکه کسی بخونه
و نه اصلا برام مهمه که کسی بخونه و یا بدونه
اینجا منم که برای خودم می نویسم
پیوندها

B L O G F A . C O M
: Design
نون خامه ای