فومو زادۀ پیشرفت تکنولوژیک و گسترش اطلاعات است و به احساس از دست دادن چیزی مهیجتر، مهمتر و جالبتر گفته میشود که در جایی دیگر در جریان است. همه میدانیم اسباب پریشانخاطری است اگر دیگران در حال لذتبردن از تجربهای ارزشمندتر باشند و ما جزئی از آن نباشیم و خب اینترنت شرایطش رو فراهم کرده تا شاهد کلی اتفاقای مهیجی باشیم که ما جزئی از اونا نیستیم!
امروزه جریان بیوقفۀ اطلاعات به طرز نگرانکنندهای جهانی را به یادمان میآورد که از چنگمان میگریزد. وقتی دارید این سطور را میخوانید، ممکن است مهمانیای را که چندنفر از دوستانتان ترتیب دادهاند از دست بدهید، یا غذایی را که چندتا از دوستان دیگرتان بدون شما صرف میکنند را از دست بدهید.
بخش عمدۀ پشیمانیهای ما در پایان زندگی، مربوط به چیزهایی است که انجام ندادهایم و نه چیزهایی که انجام دادهایم. در اینصورت مشاهدۀ مداوم کارهایی که دیگران انجام میدهند و ما انجام نمیدهیم، آیندهای را برایمان رقم خواهد زد که در آن مرتب گذشته را به یاد میآوریم و غصه میخوریم.
بالاترین سطح فومو در جوانان و بخصوص مردان جوان دیده میشود و احتمالاً بارزترین نمونۀ این ترس خود را در افرادی ظاهر میکند که نیازهای روانشناختیشان برای عشق، احترام، استقلال و امنیت ارضا نشده است. رویهمرفته، از دست دادن عشق و احساساتی که داریم برای ما ترسناک است، کسانی هم که خود را تماماً وقف کارشان میکنند از این میترسند که مبادا فرصتی در پیشرفت حرفهایشان را از دست بدهند.
رهایی از نظرات دیگران و خلاصی از مقایسۀ اجتماعی، موفقیتی است که نصیب تعداد اندکی میشود. بهترین راه مقابله با فومو، احتمالاً پذیرش این نکته است که در ضربآهنگ پر جنبوجوش زندگیمان، گاهی محکوم به از دست دادن هستیم.
رالف والدو امرسون، شاعر آمریکایی: «در عوضِ هر چه که از دست دادهاید، چیز دیگری را بهدست آوردهاید و در عوض هر چه که بدست آوردهاید، چیز دیگری را از دست دادهاید».
پ ن: البته در کمال احترام به جناب رالف والدو امرسون، گاهی در ادامه هرچه از دست میدهیم باز هم چیزهای دیگری را از دست میدهیم و این است زندگی!