[ دوشنبه شانزدهم بهمن ۱۳۹۶ ] [ 11:27 ] [ من ]  | 
کتاب میرا از کریستوفر فرانک فرانسوی با ترجمه ی لیلی گلستان که نهایتا 90 صفحه هم نیست، از اون کتابایی بود که به شدت فکر آدم رو درگیر میکنه. درگیر مسائلی مثل عدالت، آزادی، برابری، پیشرفت، مالکیت و ... که توی دنیای داستان این مفاهیم با هم در تضادن. رمان جامعه ای کمونیستی رو نشون میده که همه ی مفاهیم بر مبنای برابری معنا پیدا می کنن و عدالت رو هم معنی برابری میدونن. این برابری تا اونجا پیش میره که آدم مالکیت بدن خودش رو هم نداره و به مفهومی میشه گفت به طور مساوی همه ی آدم ها از بدن آدم هم سهم دارن!! یه سایتی دیدم نوشته بود "آنگاه که مالکیت فردی مخدوش شود؛ تو مالک بدن خودت هم نخواهی بود"! میرا رو شاید بشه گفت یک رمان علمی-تخیلی و البته سورئالیسمه که یکی جامعه با سیستم حکومتی توتالیتر رو به تصویر میکشه. یه قسمت هایی از کتاب:

بالاخره صدای پایی شنیده شد، صدای پایی که بدون توقف به من نزدیک می شود اما هرگز به بالینم نمی رسید

انسان ابتدایی ترجیح می دهد که جامعه برایش فکر کند و تصمیم بگیرد

بدی در تاریکی خفته است. بدی در تنهایی خفته است. بدی نزد جفت ها بیشتر خفته است تا نزد مردم تنها.

همه ی این چیزها و خیلی چیزهای دیگر را دیده ام، چون اطرافم را نگاه می کنم. این اولین گناه تنهایی است.

وقتی خیلی دویده باشیم و نفسمان بند آمده باشد، بر می گردیم و راهی را که دویده ایم اندازه می گیریم!

در سال دوم تحصیل به خاطر اینکه 3 بار پشت سر هم در یک ماده شاگرد اول شده بودم تنبیه شدم. به "شورای رفاقت" احضار شدم و از من خواستند که علت رفتارم را توضیح بدهم.

بشر در خدمت بشر. مالی که قابل تقسیم نباشد، مال بدی است. هرچه کمتر باشیم کمتر می خندیم. احتیاج یک فرد وظیفه ی فرد دیگر است. شادی تقسیم نشده اندوهی است بزک شده و ...

تو فقط در کنار منی، همه جا و همیشه، در من، و بعد در عمق من، فقط تو و نه دیگری!

سر کلاس چنان رفتار می کردم که احمق لوه کنم. تکالیفم را با عجله و سرسری انجام می دادم و به دیگران کمک می کردم تا تکالیفشان را خوب انجام دهند. در گروه خودم پانزدهم شدم. همین امر باعث شد که از "شورای رفاقت" امتیاز افتخارآمیزی بگیرم. من فردی از اجتماع، یکی از مهره های دستگاه، یک رفیق، یک سیاهی لشکر بودم در آب ولرم دوستیِ همگانی شنا می کردم و با چنان خیال راحتی، که خودم را هم به تعجب وا می داشت.

فرد سالم به همه لبخند می زند. فرد سالم در جست و جوی سر و صدا و تحرک است. فرد سالم همیشه به اکثریت می پیوندد!

اگر خوب فهمیده باشم، به نظر شما ارزش گفتگو بستگی دارد به شخصی که با اون گفتگو می شود.

شما دوست داری تحسین کنی و این علت اصلی اختلال مشاعر شماست. دیگر نباید هیچکس را تحسین کنید. فرد سالم هرگز چیزی را ستایش نمی کند، بلکه می خندد. او شعور طنز دارد و همه چیز برایش خنده آور است.

فرد سالم هرگز چیزی نمی خواهد، هرگز چیزی از خود نمی پرسد.

در هر لحظه و هر وقت، برای هر فردی از افراد ملت این امکان هست که درستی موضع اجتماعی اش را بررسی کند. برای این کار فقط کتافی است که موقعیت خود را با موقعیت همسایگانش بسنجد. وقتی این دو موقعیت دیگر همسان نبودند، آنوقت متوجه می شود که توازن اجتماعی بهم خورده و بی عدالتی برقرار شده است زیرا نابرابری همیشه برابر است با بی عدالتی.

پ ن:
سورئالیستم: سورئالیسم یا فراواقع گرایی به معنی گرایش به ماورای واقعیت یا واقعیت برتر است. سوررئالیسم را می‌توان یک جنبش هنری_اجتماعی بنیاد ستیز به‌شمار آورد. میل به ایجاد دگرگونی در زندگی روزمره از طریق آشکارسازی امر شگفت‌انگیز و تصادفی عینیِ نهفته در نظم ظاهری واقعیت دانست.

توتالیتاریسم: تمامیّت‌خواهی، یا توتالیتاریسم(به فرانسوی: totalitarisme) اصطلاحی در علوم سیاسی و توصیف‌گر نوعی از حکومت است که معمولاً دارای این شش ویژگی است: یک ایدئولوژی کلّی، یک سیستم تک‌حزبی متعهّد به آن ایدئولوژی کلّی که معمولاً توسط یک نفر رهبری می‌شود، دارای پلیس مخفی گسترده، انحصار در سلاح‌های مورد استفاده، انحصار وسایل ارتباط جمعی، انحصار اقتصادی که ممکن است لزوماً و به طور مستقیم توسّط حزب صورت نگیرد.

برچسب ها :

کتاب

،

کریستوفر فرانک

،

لیلی گلستان

مشخصات
اینجا نه می نویسم واسه اینکه کسی بخونه
و نه اصلا برام مهمه که کسی بخونه و یا بدونه
اینجا منم که برای خودم می نویسم
پیوندها

B L O G F A . C O M
: Design
نون خامه ای