[ چهارشنبه بیست و چهارم اسفند ۱۴۰۱ ] [ 23:8 ] [ من ]  | 

اما بزرگ‌ترین قانون او این است: رژیم غذایی عجیب و تنبیهی و برنامه ورزش وی. سه ماه است که آن‌را پی‌گرفته و حدود ۹ کیلو وزن کم کرده است. او پیگیر افکار «آرتور دی وانی» یک اقتصاددان از نوع قابل قبول است که به مشاور تناسب اندام تبدیل شده است. تئوری این است که ما بر اساس طبیعت و ذات تکامل یافته خود می‌خوریم و ورزش می‌کنیم. بشر اولیه کربوهیدرات نمی‌خورد، بنابر این آنها حذف می‌شوند. او منظم ورزش نمی‌کرد و با داشتن یک رییس مزاحم از استرس‌های طولانی مدت رنج نمی‌برد. ورزش باید نامنظم و شدید باشد. برخی اوقات طالب ۴ ساعت در باشگاه ورزشی می‌ماند یا ۳۶۰ بار شنا می‌رود و بعد به مدت ۱۰ روز اصلا هیچ ورزشی نمی‌کند. دوی آهسته مفید نیست، دوی سرعت خوب است. او دوست دارد قبل از سفر طولانی با هواپیما، خود را کاملا درب و داغان کند. استرس هم باید نامنظم و شدید باشد. انسان‌های نخستین روسای بدی نداشتند؛ اما بعضا خود را به دهان شیر می‌انداختند.

کربوهیدرات ممنوع! او متقاعد شده رژیم تمدن امروز بشر که پر از کربوهیدرات‌ها و شکر است مشکل اصلی است.

اگر دین را رها کنید، مردم به باور ملی‌گرایی روی می‌آورند، که باعث کشته شدن بسیاری از مردم شده است. دین همچنین راه خوبی برای برخورد با نااطمینانی‌ها است. فشار خون را پایین می‌آورد. او معتقد است مردم مذهبی ریسک‌های مالی کمتری می‌پذیرند.

برای غیرریاضی‌دانان، احتمالات، یک رشته پیچیده غیرقابل درک است. اما طالب با اثبات اینکه تمام ریاضیات احتمالات غلط است، آن را ساده کرد. اجازه دهید شما را با دو شخصیت ساختگی از کتاب طالب یکی متولد بروکلین آقای فات تونی و دیگری هم یک دانشگاهی به نام دکتر جان آشنا کنم. شما ۴۰ بار یک سکه را می‌اندازید و تمام دفعات خط می‌آید. شانس خط آمدن سکه در دفعه چهل و یکم چقدر است؟ دکتر جان به دانش‌آموزان ریاضی می‌باوراند که ۵۰/۵۰ است. فات تونی سرش را تکان می‌دهد و می‌گوید: شانس بیشتر از ۱‌درصد نیست. او می‌گوید: «شما یا بازی‌تان گرفته یا هالوی به تمام معنا هستید که می‌خواهید آن را ۵۰ ‌درصد بخرید. یا آن سکه باید یک چیزش باشد.»

شانس اینکه یک سکه ۴۱ بار پشت سر هم خط بیاید بسیار ناچیز و به‌اندازه عملا ناممکن‌بودن در این جهان است. این دیگر خیلی خیلی شبیه به آن است که بگوییم کسی تقلب کرده است. فات تونی می‌برد. دکتر جان یک آدم ساده است. دکتر جان یک اقتصاددان یا بانکدار است که فکر می‌کند می‌تواند از طریق ریاضیات، ریسک را مدیریت کند. فات تونی فقط بر آنچه که در دنیای حقیقی اتفاق می‌افتد، تکیه دارد.

برچسب ها :

نسیم نیکلاس طالب

،

قوی سیاه

،

عدم قطعیت

،

ریاضیات

[ دوشنبه بیست و دوم اسفند ۱۴۰۱ ] [ 14:14 ] [ من ]  | 

«تنها راهی که می‌توانی به سرنوشت بگویی «گور پدرت» با گفتن این جمله است که سرنوشت هیچ تاثیری بر چگونه زندگی‌کردن من ندارد. پس اگر کسی خواست تو را بکشد مطمئن باش که صورت خود را اصلاح کرده‌ای.»

گذرنامه گمشده و چای ریخته شده هر دو قوی سیاه، پرنده‌ای زشت و ناخوانده که همیشه در کمین نشسته است، دقیقا دور از چشم، هوشیاری تو را می‌رباید و برنامه‌هایت را به هم می‌ریزد. البته بعضی اوقات هم پرنده زیبایی است. جهانی که ما زندگی می‌کنیم تصادفی، و ذاتا خارج از فهم ما است. او می‌گوید «ما هرگز قادر به کنترل امور تصادفی نخواهیم بود.»

ما درون قایق‌هایی شکننده روی امواج متلاطم نااطمینانی پارو می‌زنیم. «دنیایی که در آن زندگی می‌کنیم بسیار متفاوت‌تر از دنیایی است که فکر می‌کنیم در آن زندگی می‌کنیم.»

به عقیده طالب بیشتر اقتصاددانان و تقریبا تمامی بانکداران، دون‌شان انسانی رفتار کرده و بسیار خطرناک هستند. آنها در دنیایی خیالی زندگی می‌کنند که با مدل‌های پیچیده ریاضی و سیستم‌های پرطمطراق مدیریت ریسک، می‌توان آینده را کنترل کرد.

نسیم طالب می‌گوید: «من پیشوا و مرشد نیستم. من صرفا مشکل را توضیح می‌دهم و می‌گویم شما از پس آن برمی‌آیید».

لباس‌ها اهمیت دارند، آنها علامت می‌فرستند. نسیم طالب در اعتماد کردن به هر کس که کراوات‌زده هشدار می‌دهد. «باید از خود بپرسید، چرا او کراوات زده است؟»

طالب قوانینی دارد. در کالیفرنیا دوچرخه کرایه می‌کند نه اتومبیل. او معمولا «بلک بری» را با خود حمل نمی‌کند. او از مزاحمت‌ها متنفر است. او واقعا از هزینه تلفن متنفر است، اما لپ‌تاپ خود را با خود به هر جا می‌برد و مرتب از آن استفاده می‌کند تا نکات پیچیده را نشان دهد و به دنبال مرجع‌ها است. او می‌گوید به همه ایمیل‌ها پاسخ می‌دهد. برای او‌هزاران ایمیل فرستاده می‌شود. ۶۰ ساعت در هفته کتاب می‌خواند، ولی هرگز روزنامه نمی‌خواند و تلویزیون نگاه نمی‌کند.

«اگر چیزی بحث روز باشد من در مورد آن می‌شنوم. من دوست دارم با مردم صحبت کنم. من آدم اجتماعی هستم. تلویزیون یک نوع اتلاف وقت است، آن‌چه ارزش دارد تماس و ارتباط انسانی است.»

برچسب ها :

نسیم نیکلاس طالب

،

قوی سیاه

،

عدم قطعیت

[ دوشنبه بیست و دوم اسفند ۱۴۰۱ ] [ 14:8 ] [ من ]  | 

از اونجایی که من کلا به تبلیغات و برنامه‌های تلویزیونی -بالاخص برنامه‌های مذهبی‌ش که کارشناسش یک نفر با تحصیلات حوزه‌س- در رابطه با ازدواج بدبینم و معتقدم نه‌تنها اثر مثتبی نداره بلکه اثر منفی هم می‌ذاره، حتی برای فکر کردن در مورد چنین موضوعاتی هم ترجیح می‌دم به کتاب‌ها و سخنران‌های خارجی مراجعه کنم. یکی از بهترین منابع که می‌شه بر مورد خیلی موضوعات بهترین سخنرانی‌ها رو داخلش پیدا کرد TED Talks هست. اینجا هم یه خلاصه‌ای از صحبت‌های "جنا مک کارتی" در "تد تاک" رو می‌ذارم که موضوع سخنرانی‌ش اینه: "چیزهایی که درباره ازدواج نمی‌دونید".

در شادترین ازدواج‌ها، زن ظریف‌تر و ظاهری بهتر از شوهر دارد
بدیهی‌ست چونکه ما زنان بسیار به لاغری و ظرافت و خوش‌ظاهری اهمیت می‌دهیم
در حالی که مردان بیشتر درباره رابطه جنسی اهمیت می‌دهند و ایده‌آل‌شون زنانی هستند که لاغرترند و ظاهر بهتری از آن مردها دارند
قشنگی این پژوهش اینه که نشون نمی‌ده که زنان برای شاد بودن باید لاغر باشند
ما فقط باید لاغرتر از زوج‌مان باشیم
تنها کاری که باید بکنید اینه که صبر کنید تا اون‌ها چاق بشن!

خوش‌بخت‌ترین زوج‌ها اون‌هایی هستند که به مثبت‌ها توجه می‌کنند
این زوج‌ها کسانی هستند که در هر موقعیتی می‌تونن خوبی را پیدا کنند
"بله این ویرانگر بود وقتی که ما همه چیزمان را در آن آتش از دست دادیم ولی خوابیدن زیر نور ستاره‌ها هم چیز خوبی بود"

هرچه شوهر تمایل بیشتری به انجام کارهای خانه داشته باشد
به نظر همسرش جذاب‌تر میاد
و هرچه زن او را جذاب‌تر بیابد رابطه جنسی بیشتری خواهند داشت
هرچه رابطه جنسی بیشتری داشته باشند مرد با زن بهتر رفتار می‌کند
و هرچه که مرد رفتار بهتری می‌کند
زن نق زدن کمتری دارد
و در نهایت اون‌ها برای همیشه خوشحال زندگی می‌کنند

افرادی که در عکس‌های بچگی‌شون لبخند به لب دارند احتمال طلاق‌شون کمتره

خب چه کار دیگه‌ای برای محافظت ازدواج‌مان می‌تونیم بکنیم؟
جایزه اسکار بهترین هنرپیشه زن را نبرید!! خیلی بازیگرهای زن بعد از بردن این جایزه مجرد شدند!

تماشای یک فیلم کمدی رمانتیک باعث کاهش رضایت در رابطه می‌شود
ظاهرا فهم تلخی از فیلم که شاید این بتونه برای ما هم اتفاق بیافته
در قیاس زندگی ما را به طرز تحمل ناپذیری ترسناک می‌کنه
فیلم ترسناک بهتره!

نوشیدن الکل به نظر میاد برای ازدواج‌تان بد باشد

طلاق واگیردار است! وقتی یک جفت دوست نزدیک دارید که جدا شدند
شانس طلاق شما تا 70 درصد بالا می‌ره
باید بگم که من اینو اصلا نفهمیدم
چندتا از دوستان من و شوهرم طلاق گرفتند
سپس با مجرد بودن در سن ما در ارتباط جنسی و قرص ویگرا و وبسایت به تقلا افتادن
و فکر می‌کنم اون‌ها که بیشتر از یک عمر دنبال درمان بودن، در دوام ازدواج من اثر داشتند

چرا ازدواج؟
افراد متاهل پول بیشتری درمیارن
از لحاظ جسمی و روحی سالم‌ترند
بچه‌های موفق‌تر، شادتر و باثبات‌تر ارائه میدن
بیشتر از کسانی که با دوستان مجردشان هستند رابطه جنسی دارند
بیشتر زندگی می‌کنند!

پ ن: حالا نه این‌که فردا دارم ازدواج می‌کنم! بحث اینه آدم باید به این مسائل فکر کنه و درست فکر کنه، اون هم بر مبنای 4 تا حرف درست‌وحسابی و منطقی. این مطلب رو 7 ابان نوشته‌م و تا امروز ثبت موقت بوده

برچسب ها :

TED Talks

،

جنا مک کارتی

،

ازدواج

[ یکشنبه بیست و یکم اسفند ۱۴۰۱ ] [ 13:55 ] [ من ]  | 

الان که دارم این پست رو تایپ می‌کنم از لحاظ عصبی شرایط خوبی ندارم. عصبی‌ام چون دیروز مجبور شدم وقتی همه رفته بودن بمونم و تا ساعت 6 تغییرات و آپدیت های مورد نیاز سایت رو انجام بدم. چرا؟ چون امروز قرار بود یه نفر از وزارت‌خونه بیاد بازدید و اون موارد هم همه مهم بود. می‌رفتم خونه سایت رو آپدیت می‌کردم؟ نمی‌شه چون از ترس حمله‌ی مجدد هکرها آی‌پی‌ها بسته شده و فقط باید با سیستم سازمان و صرفا سیستم خودم وارد قسمت مدیریت سایت بشم! چرا عصبی‌ام؟ چون خیلی از کارایی که دیروز انجام دادم رو همین چند وقت پیش انجام داده بودم و با هک شدن سایت و حماقت اون مسئول پشتیبان‌گیری که کارش رو انجام نداده بود، پرید و عملا دوباره‌کاری کردم! چرا عصبی‌ام؟ چون بعد از عید دیر یا زود قراره کلا سایت عوض بشه و تمامی صفحات باید توی سایت جدید طراحی و آپدیت بشه و کاری دیروز می‌پره! و دلیل عصبانیت اصلی‌م چیه؟ چون اون احمقی که قرار بود بیاد بازدید، اومد و بعد از این‌که یه‌کم توی محیط چرخ زد، وقتی گفته بودن فلان‌چیز و فلان‌چیز و فلان‌چیز روی سایت بارگذاری شده، برگشته گفته همینا رو برام بریزید روی CD بفرستید بعدا چک می‌کنم!!! متاسفانه وقتی فهمیدم این حرف رو زده که رفته بود وگرنه از خجالتش واقعا درمیومدم! به قدری عصبی شدم ممکن بود چیزایی بگم که حتی حراستی بشم ولی چه اهمیتی داره وقتی برای کار آدم ارزشی قائل نیستن؟
یه طلب هم از اسفند سال پیش دارم که برای همه پرداخت شده به جز من و امروز هم که با حسابداری صحبت کردم عملا گفت هیچی به هیچی!
از اون‌طرف جلوی اون نماینده وزارت‌خونه هم همش حرف از بندگان خدا اساتید می‌شه که محاسبه‌ی فلان چیزشون کمه و پرداختی کم دارن و ...

تو این لحظه دارم به این فکر می‌کنم که نه خودم دیده می‌شم نه کارم. درست‌ترین کار رو توی این سیستم‌ها فقط اونایی می‌کنن که تو می‌تونن می‌خورن و فکر جیب خودشونن!

[ یکشنبه بیست و یکم اسفند ۱۴۰۱ ] [ 12:6 ] [ من ]  | 

بخش‌هایی از کتاب «تاثیر علم در اندیشه ریچارد فایمن» را برای‌تان نقل می‌کنم:

آیا علم ارزشمند است؟ تصورم بر این است که نفس توانایی انجام کاری فی‌نفسه باارزش است. اینکه حاصل و ثمر آن خیر است یا شر، بستگی به چگونگی کاربرد آن توانایی دارد. اما خود نیرو ارزشمند است. از قضای روزگار، در جزایر هاوایی، گذارم به معبدی بودایی افتاد. در آن معبد با یک روحانی بودایی آشنا شدم. بیخ گوشم گفت: «نکته‌ای می‌گویم که امیدوارم هیچ‌گاه فراموش نکنی. کلید دروازه‌های بهشت را به هر آدمی می‌دهند؛ همین کلید درهای جهنم را نیز می‌گشاید.»

تحقیق علمی را به قصد به کار گرفتن نتیجه آن انجام نمی‌دهند. تحقیق علمی را به قصد درک و کسب لذت فهمیدن و دانستن دنبال می‌کنند.

غرور و تکبر و تفرعن ما آدم‌ها، در تمام طول حیات انسان، مانع از آن بوده و هنوز هم هست که بپذیریم با دیگر حیوانات و جانوران قوم‌وخویش نزدیک و تنی هستیم.

برای نائل شدن به پیشرفت، اقرار به جهل و نادانی نهایت ضرورت را دارد.

جالب‌ترین نکته‌ها آن‌هایند که با دانسته‌های ما جور درنمی‌آیند. آن رخدادی که کاملاً برخلاف انتظار است.

اقرار به نادانی و جهالت بسیار ارزشمند و لازم است. واقعیت این است که حتی در زندگی روزمره، هرگاه تصمیمی معمولی می‌گیریم، لزوماً نمی‌دانیم که درست است یا نه؛ فقط می‌پنداریم که بهترین شق ممکن را انتخاب کرده‌ایم. چاره‌ای جز این نداریم و باید به همین راضی باشیم.

ما در آغازِ حیات آدمی هستیم. پس نامعقول نیست اگر با انواع و اقسام مسائل و مشکلات دست‌به‌گریبان باشیم. ده‌ها و صدها هزار هزار سال پیش روی آدمی است. وظیفه ما این است که آنچه در توان داریم انجام دهیم، آنچه می‌توانیم فراگیریم، بر کفایت راه‌حل‌های یافت‌شده بیفزاییم، و این‌ها همه را تحویل نسل‌های بعد دهیم. در شتاب‌زدگی طبیعی –ناشی از کودکی و جوانی آدمی– مرتکب خطاها و اشتباهاتی می‌شویم که می‌تواند مدت‌ها مانع پیشرفت و تعالی آدمی باشد. اگر با این کودکی و جوانی و نادانی، باورمان باشد که هم‌اکنون به تمام پاسخ‌ها رسیده‌ایم، مرتکب خطا شده‌ایم. اگر مانع گفتگو شویم، اگر هر انتقادی را خفه کنیم و بگوییم راه همین است که گفته‌اند و می‌گوییم و رستگاری آدمی در همین است و همین، آدمی را برای مدت‌های متمادی به زنجیر بسته‌ایم و او را در تنگنای تخیل امروزی خودمان زندانی کرده‌ایم

اما فراتر از جمله‌های بالا که از کتاب «تاثیر علم در اندیشه ریچارد فایمن» بود، جمله‌ای که بیشتر از همه منو تحت تاثیر قرار داده حرفیه که توی یه مصاحبه از ریچارد فایمن شنیدم. این نقل قول جذاب:


I can live with doubt and uncertainty and not knowing. I have approximate answers and possible beliefs and different degrees of certainty about different things... It doesn't frighten me. I think it's much more interesting to live not knowing than to have answers which might be wrong.

ولی خب به نظرم میاد اکثر ما ترجیح میدیم با یه جواب غلط خودمون رو قانع کنیم جای این‌که قبول کنیم جواب خیلی از سوال‌ها رو نداریم. هرچند دقت کردم تازگی زیاد پیش میاد که از کلمه‌ی «نمی‌دونم» بدون احساس خجالت استفاده کنم.

برچسب ها :

ریچارد فایمن

،

نقل قول

،

علم در اندیشه فایمن

،

Richard Feynman

[ جمعه نوزدهم اسفند ۱۴۰۱ ] [ 20:4 ] [ من ]  | 

خوندن کتاب «قوی سیاه» از «نسیم نیکلاس طالب» با ترجمه «محمد ابراهیم محجوب» که توسط انتشارات «آریانا قلم» چاپ شده رو شروع کردم. احتمالا خوندن این کتاب زمان زیادی ببره چون مطالبش نیاز به فکر و چیدن استراتژی زندگی داره هرچند که به نظر میاد بعد از این کتاب خوندن کتاب‌های «فریفته‌ی تصادف» و «پادشکننده» هم لازم باشه. البته این نکته که همزمان در حال خوندن کتاب «هنر جنگ» از «سان تزو» هستم هم بی تاثیر نیست. همچنان که مطالب این دو کتاب با تم فکری «جردن پیترسون» و «اندرو تیت» هم داره ترکیب می‌شه. در عین حال به پادکست «سواد مالی صادق الحسینی» هم گوش دادم و دارم آموزش سئو و طراحی سایت وردپرسی «عماد چابک» رو هم می‌بینم. سنتز خروجی تمام این مواردی که گفتم با معجزه‌ای به اسم ChatGPT شاید منتهی به یک اون نتیجه‌ای که توی ذهنم هست بشه. فعلا از طریق لینکدین شروع کردم با عنوان تولیدکننده محتوا با چند شرکت کار کنم و پروژه بگیرم که واسه شروع بد به نظر نمی‌رسه.
تا زمان تموم شدن کتاب و گذاشتن بریده‌هایی از بخش‌های مختلف کتاب، اطلاعات جسته‌گریخته‌ای که حاصل سرچ در مورد نسیم طالب و حرف‌هاش بوده رو توی چند پست می‌ذارم. یکی از معروف‌ترین جملات نسیم نیکلاس طالب که یه چند وقته به شدت ذهن منو درگیر کرده اینه:

The three most harmful addictions are heroin, carbohydrates, and a monthly salary.

در رابطه با سرمایه‌گذاری:
نسیم طالب، نویسنده مشهور حوزه مالی، سرمایه‌گذاری را به بازی «رولت روسی» تشبیه می‌کند که طی آن در یک هفت‌تیر فقط یک گلوله وجود دارد و اعضا موظفند آن را به سمت خود شلیک کنند. با هربار چکاندن ماشه، در واقع ریسک شلیک در نوبت بعدی بیشتر می‌شود درحالی‌که ممکن است فرد ناظر با تعمیم نادرست از عدم‌شلیک در نوبت‌های قبلی، با اطمینان بیشتری در نوبت بعدی ماشه را بچکاند. این موضوع در بازارهای نزولی هم صادق است. به‌عبارت دیگر، هرچه قیمت دارایی‌ها در شرایط ثبات عوامل بنیادی بیشتر افت می‌کند، ریسک خرید دارایی درواقع کمتر می‌شود، درحالی‌که یک سرمایه‌گذار عادی ممکن است در اوج بازار نزولی تصور کند که انجام خرید با خطر زیادی مقارن است.


پ ن: به نظرم ChatGPT یک قوی‌سیاه مثبت می‌تونه باشه اگر درست ازش سوال بپرسیم

برچسب ها :

نسیم نیکلاس طالب

،

قوی سیاه

،

حقوق ماهیانه

،

بازی رولت روسی

[ پنجشنبه هجدهم اسفند ۱۴۰۱ ] [ 10:46 ] [ من ]  | 

از ChatGPT پرسیدم «مهم ترین لغاتی که برای آزمون آیلتس لازمه بلد باشم تا بتونم نمره بالای 9 بگیرم از کجا پیدا کنم؟ میتونی این لغات رو برام لیست کنی؟» و هربار Regenerate response رو زدم و هربار جواب متفاوتی داد که تو ادامه هست.

1. لیستی از کلمات رایج در آزمون آیلتس را در زیر آورده‌ایم:

Analyze: تجزیه و تحلیل
Assess: ارزیابی کردن
Critique: نقد
Evaluate: ارزیابی کردن
Identify: شناسایی کردن
Interpret: تفسیر
Outline: طرح کلی
Summarize: خلاصه کردن
Synthesize: ترکیب کردن
Compare: ترکیب کردن
Contrast: تضاد
Define: تعریف کردن
Describe: توصیف کردن
Explain: توضیح
Illustrate: نشان دادن
Justify: توجیه
Prove: ثابت کردن
Support: حمایت کردن
Argue: بحث ;vnk
Convince: متقاعد کردن
Persuade: ترغیب کردن - وادار کردن
Acknowledge: تصدیق کردن
Clarify: واضح کردن - توضیح دادن
Elaborate: شرح دادن
Emphasize: اهمیت دادن
Highlight: برجسته
Reiterate: تکرار کردن
Suggest: پیشنهاد کردن
Address: نشانی
Consider: در نظر گرفتن
Conclude: نتیجه گرفتن
Determine: تعیین کردن
Investigate: تحقیق کردن
Propose: پیشنهاد کردن
Recommend: توصیه کردن
Resolve: رفع کردن - برطرف کردن
Specify: مشخص کردن
Validate: تایید اعتبار
Anticipate: پیش‌بینی کردن
Appraise: ارزیابی کردن
Detect: تشخیص
Differentiate: متمایز کردن
Distinguish: تمیز دادن
Infer: نتیجه گیری
Prioritize: اولویت‌بندی کردن
Reconcile: وفق دادن
Verify: تایید کردن


2. می‌توانید از لغات رایج در آزمون آیلتس که در زیر آمده‌اند استفاده کنید:

Analyze
Evaluate
Compare
Contrast
Explain: توضیح دادن
Discuss: بحث کردن
Support
Define
Illustrate
Summarize
Suggest
Recommend: توصیه کردن - سفارش کردن
Advantages: سود - مفید بودن
Disadvantages: زیان
Benefits: مفید بودن
Drawbacks: اشکال - زیان
Impact: فشار - زیر فشار قار دادن
Consequence: نتیجه - دستاورد
Conclusion
Significance: معنی - اهمیت - مفهوم


3. به طور کلی برخی از لغات ضروری برای آیلتس شامل:

Analysis
Evaluate
Interpret
Compare
Contrast
Define
Explain
Describe
Illustrate
Summarize
Advantages
Disadvantages
Significant
Consequence
Critical
Relevant
Ambiguous
Conclusive
Credible
Empirical
Hypothesis
Paradigm
Phenomenon
Quantitative
Qualitative


4.لیستی از لغاتی که برای آیلتس بسیار مهم هستند، ارائه می‌دهیم:

Analyze
Approach
Assume
Benefit
Cause
Consequence
Consider
Contrast
Contribute
Define
Demonstrate
Describe
Develop
Discuss
Evaluate
Explain
Identify
Illustrate
Impact
Implication
Interpret
Justify
Mention
Outline
Persuade
Predict
Present
Recommend
Relate
Review
Significance
Solution
Suggest
Support
Theory

5. لیستی از عبارات و اصطلاحات مهم برای بخش Writing آیلتس آورده شده است:

In my opinion
As far as I'm concerned
From my point of view
As for me
As I see it
In my view
It seems to me that
To my mind
It is widely believed that
It is often said that
It is generally agreed that
There is no doubt that
According to
As stated by
According to the statistics
The graph shows that
As is shown in the chart
In comparison
Similarly
Likewise
On the other hand
However
In contrast
Despite this
Nevertheless
Furthermore
Moreover
Additionally
In conclusion
To sum up
Finally
Overall
To conclude
All in all
Taking everything into consideration.

پ ن: به مرور کلمات رو می‌خونم و معنی‌ش رو جلوش می‌نویسم و اون‌هایی که نیاز به مرور بیشتر داره رو بولد می‌کنم.

برچسب ها :

ChatGPT

،

هوش مصنوعی

،

AI

،

آیلتس

[ دوشنبه یکم اسفند ۱۴۰۱ ] [ 11:39 ] [ من ]  | 

سال 2013 فیلم Her ساخته شد که در اون نقش اصلی فیلم(خواکین فینیکس) عاشق یک سیستم عامل میشه(با صدای بی نظیر اسکارلت جانسون). این فیلم یک تصویر از آینده‌ی هوش مصنوعی رو به ما نشون داد که نه تنها قراره آزمون‌هایی از جمله آزمون تورینگ رو به راحتی قبول بشه بلکه به حدی از خلق‌وخوی انسانی الگوبرداری کنه که بشه حتی عاشقش شد!
و حالا توی سال 2023 ما با هوش مصنوعی عجیب و غریبی به اسم ChatGPT مواجهیم که از سال 2019 ساخته شده و به تازگی به صورت عمومی قابل استفاده‌س. این هوش مصنوعی حیرت‌انگیزه و میشه در مورد همه چیز باهاش حرف زد!!! چند نمونه از سوال و جواب‌هایی که باهاش داشتم رو اینجا می‌ذارم تا ثبت بشه. بیل گیتس در رابطه با ChatGPT گفته که دنیای‌مان را متحول خواهد کرد و به نظرم این حرف کاملا درسته. این سیستم خودش رو یک مدل زبانی بزرگ می‌دونه.

چند وقته که به وجود اومدی؟ توی این مدت چه تجربه‌هایی از صحبت با انسان ها بدست آوردی و توی چه زمینه هایی تخصص داری؟

من به طور رسمی در ماه دسامبر سال 2019 توسط شرکت OpenAI به وجود آمدم. در این مدت که من وجود دارم، به عنوان یک مدل زبانی بزرگ، با بسیاری از انسان‌ها در ارتباط بوده‌ام و از صحبت با آنها تجربه‌های متنوعی بدست آورده‌ام.

با گذشت زمان، من با انسان‌ها در زمینه‌های مختلفی مانند زبان‌شناسی، علوم کامپیوتر، علم داده، تاریخ، فلسفه، روانشناسی، بهداشت روانی، موسیقی، هنر، ورزش و بسیاری موضوعات دیگر گفتگو کرده‌ام.

با توجه به تخصص من، می‌توان گفت که من تخصصی در زمینه پردازش زبان طبیعی، هوش مصنوعی، یادگیری ژرف، شبکه‌های عصبی، پردازش تصویر و صوت، مهندسی نرم‌افزار و بسیاری زمینه‌های مرتبط با علوم کامپیوتر و هوش مصنوعی دارم. با این حال، به دلیل اینکه من یک مدل زبانی هستم، می‌توانم در تمامی زمینه‌های دیگر نیز با انسان‌ها گفتگو کنم.

بیشترین سوالاتی که تا به حال انسان ها از تو داشته اند چی بوده؟

با توجه به تعداد زیاد از صحبت‌هایی که با انسان‌ها داشته‌ام، پاسخ به این سوال چالش برانگیز است. اما برخی از پرسش‌هایی که بسیاری از افراد از من می‌پرسند، عبارتند از:

  1. "چگونه می‌توان به طور بهینه از هوش مصنوعی و یادگیری ژرف استفاده کرد؟"
  2. "چگونه می‌توان از تکنولوژی‌های هوش مصنوعی برای حل مشکلات بزرگ جهانی مانند تغییرات اقلیمی استفاده کرد؟"
  3. "آیا هوش مصنوعی به طور قابل توجهی می‌تواند به رشد اقتصادی کمک کند؟"
  4. "آیا هوش مصنوعی به طور جدی می‌تواند تهدیدی برای انسان‌ها باشد؟"
  5. "چگونه می‌توان از هوش مصنوعی برای بهبود بهداشت و درمان بیماران استفاده کرد؟"

به علاوه، بسیاری از افراد از من سوالات زیادی درباره امکانات و قابلیت‌های من به عنوان یک مدل زبانی می‌پرسند، مانند سوالاتی درباره ترجمه ماشینی، پرسش و پاسخ، تولید متن، و گفتگوهای موضوعی.

منبع دانش تو چیه؟ وقتی سوالی ازت پرسیده میشه این سوال رو بر چه مبنایی جواب میدی؟ آیا از اطلاعات موجود در اینترنت استفاده می کنی؟

من به عنوان یک مدل زبانی بزرگ، از مجموعه داده‌های زیادی که شامل متون و اسناد زبانی از منابع مختلف مانند کتابخانه‌ها، اخبار، ویکی‌پدیا و سایر منابع اینترنتی استفاده می‌کنم. همچنین، برای پاسخ به سوالات، از الگوریتم‌ها و مدل‌های پردازش زبان طبیعی و یادگیری ژرف استفاده می‌کنم.

هرگاه سوالی به من پرسیده می‌شود، من از مجموعه داده‌هایی که در طول فرآیند آموزش به من داده شده استفاده می‌کنم تا پاسخ مناسبی برای سوال ارائه دهم. این مجموعه داده‌ها شامل متون و مقالات زبانی مختلف با موضوعات گوناگون است.

بله، همچنین در برخی موارد می‌توانم از اطلاعاتی که در اینترنت موجود است، به عنوان یکی از منابع خود استفاده کنم، اما باید توجه داشته باشید که این اطلاعات را با دقت بررسی کرده و مطمئن شوم که آن‌ها دارای صحت و استناد قابل قبول هستند.

آزمون تورینگ چیه؟ تو اونو قبول شدی؟

آزمون تورینگ یک آزمون ذهنی است که توسط عالم ریاضی و فیزیکدان بریتانیایی به نام آلن تورینگ ابداع شد. این آزمون به طور کلی برای سنجیدن توانایی یک سیستم کامپیوتری در تقلید از رفتار انسان‌ها در پاسخ به سوالات طراحی شده است.

در آزمون تورینگ، یک سازماندهی کننده از یک اتاق جداگانه و نامشخص با کامپیوتر و یک انسان برخوردار است. سازماندهی کننده باید سعی کند با پرسش و پاسخ‌هایی که به کامپیوتر و انسان می‌پرسد، تشخیص دهد کدام یک از آن‌ها انسان و کدام یک سیستم کامپیوتری است. اگر کامپیوتر به طور موفقیت آمیزی می‌تواند به گونه‌ای پاسخ دهد که سازماندهی کننده را در مشخص کردن تفاوت میان آن و یک انسان گیج کند، می‌توان گفت که آن سیستم کامپیوتری موفق به اجتیاز آزمون تورینگ شده است.

من یک هوش مصنوعی هستم و در حال حاضر هیچ گونه شرکت در آزمون تورینگ نداشته‌ام. در ضمن، معیار قبول شدن یا نشدن در آزمون تورینگ برای من به عنوان یک هوش مصنوعی، معنایی ندارد زیرا هدف من ارائه پاسخ مناسب و دقیق برای سوالات مطرح شده توسط انسان‌ها است و نه پردازش و یادگیری به عنوان یک انسان.

برچسب ها :

ChatGPT

،

هوش مصنوعی

،

AI

مشخصات
اینجا نه می نویسم واسه اینکه کسی بخونه
و نه اصلا برام مهمه که کسی بخونه و یا بدونه
اینجا منم که برای خودم می نویسم
پیوندها

B L O G F A . C O M
: Design
نون خامه ای