عمر آدمی لحظهای بیش نیست. وجودش جریانی گذرا، احساساتش مبهم، جسمش طعمهی کرمها، روحش گردبادی ناآرام، سرنوشتش نامعلوم و شهرتش ناپایدار است. آدمی از لحاظ جسمانی همچون آب جاری و از لحاظ روحانی همچون خواب و خیال و بخار است. زندگی چیزی نیست جز نبرد، اقامتی کوتاه در سرزمینی بیگانه و پس از شهرت، گمنامی فرا میرسد. پس چه چیزی میتواند راهنما و پاسدار آدمی باشد؟ فقط و فقط یک چیز: فلسفه. فیلسوف بودن یعنی پاک و سالم نگه داشتن روح خود، یعنی روحی فارغ از لذت و درد داشتن، یعنی هدف داشتن و از کذب و ریا مبرا بودن، یعنی در قید کردهها و نکردههای دیگران نبودن، یعنی تن به قضا دادن و خدایان را منشا امور دانستن -و از همه مهمتر یعنی با متانت در انتظار مرگ بودن و مرگ را جز انحلال و تجزیهی سادهی عناصر سازندهی موجودات زنده ندانستن.
اگر قرار باشه که سههزار سال یا حتی سیهزار سال زندگی کنی، به یاد داشته باش که تنها زندگیای که انسان میتواند از دست بدهد همان زندگیای است که در لحظهی اکنون دارد. این امر بدین معناست که طولانیترین و کوتاهترین زندگی با یکدیگر فرقی ندارند زیرا زمان حال به یک اندازه به همه تعلق دارد، ولی زمان گذشته دیگر در اختیار ما نیست. بنابراین چیزی جز همان لحظهی گذرا را از دست نمیدهیم، چون هیچکس نمیتواند گذشته یا آینده را از دست بهد -زیرا چگونه میتوان کسی را از چیزی که به او تعلق ندارد محروم کرد؟-
چیزی جز نظر ما دربارهی چیزها وجود ندارد. (مونیموس)
حتی ناچیزترین فعالیتهای ما نیز باید معطوف به هدفی باشد.
کتاب
،تاملات مارکوس اورلیوس
،مارکوس اورلیوس
،فلسفه رواقی
مرگ چیزی جز فرایندی طبیعی نیست و فقط کودکانند که از فرایندی طبیعی میهراسند.
باید به طبیعت تمام چیزهای محسوس پی ببریم به ویژه چیزهایی که به واسطهی لذت ما را میفریبند یا از بیم درد ما را میترسانند یا به شدت خودپرستی ما را تحریک میکنند. باید بفهمیم این چیزها تا چه حد پست، حقیر، میرا و زوالپذیرند.
پ ن: وقتی در مورد چیزهایی که میخوایم مینویسیم تازه میفهمیم خیلی از مواردی که دنبالش هستیم چقدر بی اهمیت و پوچ هستن!
کتاب
،تاملات مارکوس اورلیوس
،مارکوس اورلیوس
،فلسفه رواقی
گناهان ناشی از میل و شهوت بدتر از گناهان ناشی از خشم و غضباند.
وقتی مرگ به خود تو زیان نمیرساند، چگونه میتواند به زندگیات آسیب رساند؟
همه چیز به سرعت نابود میشود: اجسام موجود در جهان مکانمند و خاطرهی آنها در جهان زمانمند از میان میروند.
کتاب
،تاملات مارکوس اورلیوس
،مارکوس اورلیوس
،فلسفه رواقی
آنچه کل جهان را تداوم میبخشد تغییر است: نه فقط تغییر عناصر اولیه، بلکه همچنین تغییر اشکال حاصل از ترکیب آنها.
به یاد آر که چندین سال تعلل کرده ای و از آن همه فرصتهای اضافی هیچ استفادهای نکردهای.
آیا امور بیرونی خاطرت را پریشان میکنند؟ پس خلوت گزین و بر شناختی که از امر نیک داری بیفزا
کتاب
،تاملات مارکوس اورلیوس
،مارکوس اورلیوس
،فلسفه رواقی
استقلال رای داشته باش و خود را به دست تقدیر نسپار و هرگز حتی یک لحظه، لوگوس یا عقل را از نظر دور ندار.
از عیبجویی غیر ضروری پرهیز کن. نباید اشتباهات دستوری، لهجهی شهرستانی یا تلفظ غلط افراد را به شکل تند و تیز اصلاح کرد.
اعیان و اشراف اغلب فاقد عواطف و احساسات انسانهای معمولیاند.
هیچکس نباید به بهانهی کارهای ضروری از زیر تعهداتی که در قبال جامعه دارد شانه خالی کند.
با صرف وقت، آرام، روشمند، قاطعانه و منظم هر اتفاقی را تحلیل و ارزیابی کن.
صبحگاهان که از خواب برمیخیزی با خود بگو: امروز با فضولی، ناسپاسی، گستاخی، بیوفایی، سوءنیت و خودخواهی روبهرو خواهم شد. تمام اینها ناشی از آن است که خطاکاران نمیتوانند خوب را از بد تمیز دهند.
کتاب
،تاملات مارکوس اورلیوس
،مارکوس اورلیوس
،فلسفه رواقی
کتاب «تاملات» نوشتهی فیلسوف رواقی «مارکوس اورلیوس» با ترجمهی عرفان ثابتی رو هم شروع کردم که به نظرم میاد توی بحث اخلاق فردی و نوع نگاه شخصی به زندگی میتونه خیلی کمک کننده باشه. البته که هنوز اوایل کتابم اما تصورم اینه که تا پایانش قراره کلی چیزهای جالب رو به من یاد بده؛ مخصوصا اینکه نقل قولهای زیادی رو از مارکوس اورلیوس خوندم. چند جمله از این کتاب:
از تحصیل در مدارس عمومی انصراف بده و در عوض معلمان خصوصی خوب در خانه استخدام کن و برای این هدف نباید با بخلورزی از هیچ هزینهای مضایغه کرد.
به کارهای پیش پا افتاده نپرداز؛ به جادوگران، رمالان، سحر، جادو، جنگیری و تمامی چنین اموری به دیدهی تردید بنگر؛ از خروس بازی و سرگرمیهایی از این قبیل دوری گزین؛ از صراحت لهجه آزرده نشو؛ خود را با فلسفه آشنا کن.
از سخنوری، شعر و استعاره های غریب لفظی دوری گزین و از سبک نامهنگاری ساده تقلید کن.