«سیستمهای پیچیده اجازه کمکردن فعالیت را نمیدهند و همه از سیستم محافظت میکنند. نظام بانکی ذخیره مازاد ندارد. در یک محیط معمولی، بانکها هر روز ورشکست میشوند، اما در یک سیستم پیچیده میل به تجمع پیرامون واحدهای قدرتمند وجود دارد. همه بانکها یک بانک میشوند به طوری که همه با هم ورشکست میشوند.»
او با دلسردی اشاره میکند: بانکها از دو راه پول درمیآورند. یکی از راه بهرههایی که از حساب جاری ما میگیرند و دیگری بابت خدماتی که به ما ارائه میکنند. این پول بیدردسر و مطمئنی است. البته آنها ریسک هم میکنند، ریسکهای بزرگ، با دادن وامهای کلان، رهنها، ابزارهای مشتقه و هر گونه حقه و کلک عجیب و غریب دیگری که به ذهنشان بیاید. «بانکها هرگز یک سنت هم از این راه به دست نیاوردهاند حتی یک سنت. آنها با این کار برای مدتی سود میکنند، اما بعد همه چیز را در یک سقوط بزرگ از دست میدهند.»
«دولتها و سیاستگذاران، دنیایی که ما در آن زندگی میکنیم را نمیفهمند، بنابراین اگر کسی هست که میخواهد این جهان را نابود کند، این بانک مرکزی انگلیس است که شرکت «نورترن راک» را نجات میدهد. بزرگترین خطر برای جامعه انسانی از سوی کارمندان دولتی است که در محیطهای این چنینی کار میکنند. آنها در تلاش برای کنترل محیط زیست بشر نمیفهمند که پیوند بین عمل و پیامدهای آن میتواند بسیار خطرناک باشد. کارکنان نظام دولتی میگویند لازم است پیشبینیهایی انجام دهند، اما مسوولیت ناپذیری کاملی است که مردم را مجبور کنید به شما متکی باشند بدون اینکه به آنها بگویید شما چقدر بیصلاحیت و نالایق هستید.»
بانکها ورشکست میشوند، اما بانکدارها با کاربرد مدلهای بیمصرفشان هنوز هم حقوقها و پاداشهای میلیونی میگیرند.
طالب معتقد به خوداصلاحی است. این عنوان کتاب بعدی او است. آزمایش و خطا ما را از خودمان مصون نگه میدارد چون با این کار قوهای سیاه بیخطر را به چنگ میآوریم. به سه اختراع بزرگ عصر ما نگاه کنید: لیزر، کامپیوتر، و اینترنت. همه آنها در فرآیند تعمیر و اصلاح تولید شدند و هیچ یک از آنها به آنچه که قصد اولیه مخترعین بود ختم نشد.
«ما توانایی تشخیص اشتباهات خود را بالاتر از حد میانگین داریم. این همان چیزی است که ما را نجات میدهد.» ما آیپاد را به واکمن ترجیح میدهیم. دانش پزشکی زمانی به صورت جهشی پیشرفت کرد که دلاکهای جراح دورهگرد جای نظریهپردازان بلندمرتبه را گرفتند. آنها صرفا با آنچه نتیجه میداد، همراه شدند بدون توجه به اینکه چرا نتیجه میدهد.
راهبرد سرمایهگذاری خوب؛ یعنی گذاشتن ۹۰درصد از پولتان در امنترین اوراق بهادار موجود دولتی و ۱۰درصد باقیمانده را در تعداد زیادی کار پرریسک خرج کنید. با این کار از قوهای سیاه بد به دور میمانید و در معرض نوع خوب آن قرار میگیرید. کوچکترین سرمایهگذاری شما میتواند «محدب» شود؛ یعنی انفجاری بالا رود و شما را ثروتمند خواهد ساخت. شرکتهای فنآوری پیشرفته از بهترینها هستند. اگر به موقع و ابتدای شروع کار این شرکتها وارد شوید ریسک ضررکردن آنها پایین است و احتمال سودبردن از آنها خیلی زیاد میشود. بانکها بدترین هستند تماما ریسک ضررکردن دارند. وسوسه نشوید که در بازار سهام خرید و فروش کنید. «اگر مردم ریسکها را میدانستند هرگز سرمایهگذاری نمیکردند.»