[ شنبه بیست و ششم فروردین ۱۴۰۲ ] [ 12:20 ] [ من ]  | 

«ما باید نگران چیزهایی باشیم که می‌توانیم کاری در مورد آنها انجام دهیم. من نگران مردم هستم که آن‌جا حاضر نباشند و می‌خواهم آنها را هوشیار سازم. ما باید نسبت به دانایی بی‌اعتماد باشیم. دانایی برای ما بد است. به یک فرد شرط‌بند ۱۰ فقره اطلاعات در مورد مسابقه بدهید او اسب‌های خود را انتخاب خواهد کرد. حال اگر ۵۰ مورد هم بدهید انتخاب‌های او بهتر نخواهد شد. اما او به طرز خطرناکی مطمئن‌تر خواهد شد.»

هیچ‌کس حتی طالب، نمی‌تواند همیشه شکاک زندگی کند. «این یک هنر است و کار سختی است.»

او به ارزش‌های اشرافیت اعتقاد دارد، هر چند که بر نخبه‌گرایی پافشاری نمی‌کند: شکوه و وقار در ذهن و رفتار، شکرگزاری به هنگام فشارها، به همین دلیل است که باید قبل از این که سر به نیست شوید صورت‌تان را اصلاح کنید. او معتقد به شیوه مدیترانه‌ای در صحبت کردن و گوش دادن است. توصیه‌ای که به همه می‌کند این است: به مهمانی‌های بسیاری بروید و گوش کنید، با قرار دادن خودتان در معرض قوی سیاه شاید چیزهایی یاد بگیرید. از وی پرسیدم به نظر وی فضائل برتر انسانی کدامند؟ او سرانجام این‌ها را به زبان آورد: بزرگواری (دشمنان خود را تنبیه کن اما از آنان کینه به‌دل نگیر)؛ بخشندگی (انصاف همیشه کارآیی به همراه دارد)؛ جرات (آدم‌های خیلی کمی از آن بهره دارند)؛ پایمردی (ور رفتن و کندوکاوکردن تا که به خواسته‌تان برسید).

آرامش را با کنار آمدن با آن‌چه نمی‌دانید بدست آورید.

برچسب ها :

نسیم نیکلاس طالب

،

قوی سیاه

،

عدم قطعیت

[ جمعه هجدهم فروردین ۱۴۰۲ ] [ 14:28 ] [ من ]  | 

«سیستم‌های پیچیده اجازه کم‌کردن فعالیت را نمی‌دهند و همه از سیستم محافظت می‌کنند. نظام بانکی ذخیره مازاد ندارد. در یک محیط معمولی، بانک‌ها هر روز ورشکست می‌شوند، اما در یک سیستم پیچیده میل به تجمع پیرامون واحدهای قدرتمند وجود دارد. همه بانک‌ها یک بانک می‌شوند به طوری که همه با هم ورشکست می‌شوند.»

او با دلسردی اشاره می‌کند: بانک‌ها از دو راه پول درمی‌آورند. یکی از راه بهره‌هایی که از حساب جاری ما می‌گیرند و دیگری بابت خدماتی که به ما ارائه می‌کنند. این پول بی‌دردسر و مطمئنی است. البته آنها ریسک هم می‌کنند، ریسک‌های بزرگ، با دادن وام‌های کلان، رهن‌ها، ابزارهای مشتقه و هر گونه حقه و کلک عجیب و غریب دیگری که به ذهنشان بیاید. «بانک‌ها هرگز یک سنت هم از این راه به دست نیاورده‌اند حتی یک سنت. آنها با این کار برای مدتی سود می‌کنند، اما بعد همه چیز را در یک سقوط بزرگ از دست می‌دهند.»

«دولت‌ها و سیاست‌گذاران، دنیایی که ما در آن زندگی می‌کنیم را نمی‌فهمند، بنابراین اگر کسی هست که می‌خواهد این جهان را نابود کند، این بانک مرکزی انگلیس است که شرکت «نورترن راک» را نجات می‌دهد. بزرگترین خطر برای جامعه انسانی از سوی کارمندان دولتی است که در محیط‌های این چنینی کار می‌کنند. آنها در تلاش برای کنترل محیط زیست بشر نمی‌فهمند که پیوند بین عمل و پیامدهای آن می‌تواند بسیار خطرناک باشد. کارکنان نظام دولتی می‌گویند لازم است پیش‌بینی‌هایی انجام دهند، اما مسوولیت ناپذیری کاملی است که مردم را مجبور کنید به شما متکی باشند بدون این‌که به آنها بگویید شما چقدر بی‌صلاحیت و نالایق هستید.»

بانک‌ها ورشکست می‌شوند، اما بانکدارها با کاربرد مدل‌های بی‌مصرف‌شان هنوز هم حقوق‌ها و پاداش‌های میلیونی می‌گیرند.

طالب معتقد به خوداصلاحی است. این عنوان کتاب بعدی او است. آزمایش و خطا ما را از خودمان مصون نگه می‌دارد چون با این کار قوهای سیاه بی‌خطر را به چنگ می‌آوریم. به سه اختراع بزرگ عصر ما نگاه کنید: لیزر، کامپیوتر، و اینترنت. همه آنها در فرآیند تعمیر و اصلاح تولید شدند و هیچ یک از آنها به آنچه که قصد اولیه مخترعین بود ختم نشد.

«ما توانایی تشخیص اشتباهات خود را بالاتر از حد میانگین داریم. این همان چیزی است که ما را نجات می‌دهد.» ما آی‌پاد را به واکمن ترجیح می‌دهیم. دانش پزشکی زمانی به صورت جهشی پیشرفت کرد که دلاک‌های جراح دوره‌گرد جای نظریه‌پردازان بلندمرتبه را گرفتند. آنها صرفا با آنچه نتیجه می‌داد، همراه شدند بدون توجه به اینکه چرا نتیجه می‌دهد.

راهبرد سرمایه‌گذاری خوب؛ یعنی گذاشتن ۹۰‌درصد از پولتان در امن‌ترین اوراق بهادار موجود دولتی و ۱۰‌درصد باقیمانده را در تعداد زیادی کار پرریسک خرج کنید. با این کار از قوهای سیاه بد به دور می‌مانید و در معرض نوع خوب آن قرار می‌گیرید. کوچک‌ترین سرمایه‌گذاری شما می‌تواند «محدب» شود؛ یعنی انفجاری بالا رود و شما را ثروتمند خواهد ساخت. شرکت‌های فن‌آوری پیشرفته از بهترین‌ها هستند. اگر به موقع و ابتدای شروع کار این شرکت‌ها وارد شوید ریسک‌ ضررکردن آنها پایین است و احتمال سودبردن از آنها خیلی زیاد می‌شود. بانک‌ها بدترین هستند تماما ریسک ضررکردن دارند. وسوسه نشوید که در بازار سهام خرید و فروش کنید. «اگر مردم ریسک‌ها را می‌دانستند هرگز سرمایه‌گذاری نمی‌کردند.»

برچسب ها :

نسیم نیکلاس طالب

،

قوی سیاه

،

عدم قطعیت

،

ریاضیات

[ جمعه چهارم فروردین ۱۴۰۲ ] [ 11:0 ] [ من ]  | 

وقتی بازارها رو به بالا می‌روند این بالا رفتن‌ها با مقادیر اندک اتفاق می‌افتد، اما وقتی بازارها سقوط کنند معمولا از یک قوی سیاه آسیب می‌بینند و به نحو چشمگیر و پرسروصدایی سقوط خواهند کرد.

کتاب اول او، «اقدامات احتیاطی پویا، مدیریت آپشن‌های معمولی و غیرعادی»، در سال ۱۹۹۷ به بازار آمد. او دیگر از کسوت یک معامله‌گر محض، یا به گفته خودش «آدم کمی» (تحلیل‌گر کمیت‌ها، کسی که از ریاضیات پیشرفته و آراسته برای تصمیمات سرمایه‌گذاری‌ استفاده می‌کند) بیرون آمده بود، تا متفکری بشود که خودش می‌خواست باشد. او با استفاده از دریایی از اطلاعات وسیع که از بازارها به دست می‌آورد و ترکیب‌کردن آ‌نها با درک موشکافانه معرفت‌شناختی، به مطالعه چگونه و چه می‌دانیم پرداخت، تا سنتزی یکه از دنیای مدرن شکل دهد.

«مردم به من می‌گویند اگر اقتصاددانان تا این حد نالایقند؛ چرا مردم به آنها گوش می‌دهند؟ من می‌گویم. آنها گوش نمی‌دهند، آنها فقط دارند به پرندگان یاد می‌دهند چگونه پرواز کنند.»

او کارش را بلد است و حق به جانب‌بودن را حفظ می‌کند.

آنچه او می‌داند خوب به‌نظر نمی‌رسد. بحران وام‌های کم‌اعتبار به پایان نرسیده و می‌توانست بدتر از این باشد. «آمریکا بزرگ‌ترین ریسک مالی است که شما می‌توانید فکرش را بکنید.»

نکته اصلی این است که ما دنیایی ساخته‌ایم که نمی‌توانیم آن‌را بفهمیم. جایی وجود داشت که او آن‌را «بینابین‌ستان» می‌نامد. این جایی بود که انسان‌های اولیه زندگی می‌کردند. بیشتر حوادث در دامنه بسیار باریکی از احتمالات روی می‌داد، درون توزیع احتمال زنگی شکل که هنوز هم به دانش‌آموزان آمار درس داده می‌شود. ولی ما اصلا آن‌جا زندگی نمی‌کنیم. ما در «افراط‌ستان» زندگی می‌کنیم، جایی‌که قوهای سیاه به‌سرعت زاد و ولد می‌کنند، جایی که برنده‌ها می‌خواهند همه چیز را برای خود بردارند و بقیه هیچ سهمی نداشته باشند. آن‌جا «بیل گیتس‌ها»، «استیو جابزها» و بسیاری از نویسندگان نرم‌افزار را داریم که در یک گاراژ زندگی می‌کنند. آن‌جا «دومینگو» و‌ هزاران خواننده اپرا هستند که در «استارباکس» کار می‌کنند. سیستم‌های ما پیچیده، اما فوق‌العاده کارآمد است. آنها ظرفیت اضافی ندارند، بنابراین قوی سیاه هر آن می‌تواند ظاهر شود. نظام بانکی بدتر از همه است.

برچسب ها :

نسیم نیکلاس طالب

،

قوی سیاه

،

عدم قطعیت

،

ریاضیات

[ چهارشنبه بیست و چهارم اسفند ۱۴۰۱ ] [ 23:8 ] [ من ]  | 

اما بزرگ‌ترین قانون او این است: رژیم غذایی عجیب و تنبیهی و برنامه ورزش وی. سه ماه است که آن‌را پی‌گرفته و حدود ۹ کیلو وزن کم کرده است. او پیگیر افکار «آرتور دی وانی» یک اقتصاددان از نوع قابل قبول است که به مشاور تناسب اندام تبدیل شده است. تئوری این است که ما بر اساس طبیعت و ذات تکامل یافته خود می‌خوریم و ورزش می‌کنیم. بشر اولیه کربوهیدرات نمی‌خورد، بنابر این آنها حذف می‌شوند. او منظم ورزش نمی‌کرد و با داشتن یک رییس مزاحم از استرس‌های طولانی مدت رنج نمی‌برد. ورزش باید نامنظم و شدید باشد. برخی اوقات طالب ۴ ساعت در باشگاه ورزشی می‌ماند یا ۳۶۰ بار شنا می‌رود و بعد به مدت ۱۰ روز اصلا هیچ ورزشی نمی‌کند. دوی آهسته مفید نیست، دوی سرعت خوب است. او دوست دارد قبل از سفر طولانی با هواپیما، خود را کاملا درب و داغان کند. استرس هم باید نامنظم و شدید باشد. انسان‌های نخستین روسای بدی نداشتند؛ اما بعضا خود را به دهان شیر می‌انداختند.

کربوهیدرات ممنوع! او متقاعد شده رژیم تمدن امروز بشر که پر از کربوهیدرات‌ها و شکر است مشکل اصلی است.

اگر دین را رها کنید، مردم به باور ملی‌گرایی روی می‌آورند، که باعث کشته شدن بسیاری از مردم شده است. دین همچنین راه خوبی برای برخورد با نااطمینانی‌ها است. فشار خون را پایین می‌آورد. او معتقد است مردم مذهبی ریسک‌های مالی کمتری می‌پذیرند.

برای غیرریاضی‌دانان، احتمالات، یک رشته پیچیده غیرقابل درک است. اما طالب با اثبات اینکه تمام ریاضیات احتمالات غلط است، آن را ساده کرد. اجازه دهید شما را با دو شخصیت ساختگی از کتاب طالب یکی متولد بروکلین آقای فات تونی و دیگری هم یک دانشگاهی به نام دکتر جان آشنا کنم. شما ۴۰ بار یک سکه را می‌اندازید و تمام دفعات خط می‌آید. شانس خط آمدن سکه در دفعه چهل و یکم چقدر است؟ دکتر جان به دانش‌آموزان ریاضی می‌باوراند که ۵۰/۵۰ است. فات تونی سرش را تکان می‌دهد و می‌گوید: شانس بیشتر از ۱‌درصد نیست. او می‌گوید: «شما یا بازی‌تان گرفته یا هالوی به تمام معنا هستید که می‌خواهید آن را ۵۰ ‌درصد بخرید. یا آن سکه باید یک چیزش باشد.»

شانس اینکه یک سکه ۴۱ بار پشت سر هم خط بیاید بسیار ناچیز و به‌اندازه عملا ناممکن‌بودن در این جهان است. این دیگر خیلی خیلی شبیه به آن است که بگوییم کسی تقلب کرده است. فات تونی می‌برد. دکتر جان یک آدم ساده است. دکتر جان یک اقتصاددان یا بانکدار است که فکر می‌کند می‌تواند از طریق ریاضیات، ریسک را مدیریت کند. فات تونی فقط بر آنچه که در دنیای حقیقی اتفاق می‌افتد، تکیه دارد.

برچسب ها :

نسیم نیکلاس طالب

،

قوی سیاه

،

عدم قطعیت

،

ریاضیات

[ دوشنبه بیست و دوم اسفند ۱۴۰۱ ] [ 14:14 ] [ من ]  | 

«تنها راهی که می‌توانی به سرنوشت بگویی «گور پدرت» با گفتن این جمله است که سرنوشت هیچ تاثیری بر چگونه زندگی‌کردن من ندارد. پس اگر کسی خواست تو را بکشد مطمئن باش که صورت خود را اصلاح کرده‌ای.»

گذرنامه گمشده و چای ریخته شده هر دو قوی سیاه، پرنده‌ای زشت و ناخوانده که همیشه در کمین نشسته است، دقیقا دور از چشم، هوشیاری تو را می‌رباید و برنامه‌هایت را به هم می‌ریزد. البته بعضی اوقات هم پرنده زیبایی است. جهانی که ما زندگی می‌کنیم تصادفی، و ذاتا خارج از فهم ما است. او می‌گوید «ما هرگز قادر به کنترل امور تصادفی نخواهیم بود.»

ما درون قایق‌هایی شکننده روی امواج متلاطم نااطمینانی پارو می‌زنیم. «دنیایی که در آن زندگی می‌کنیم بسیار متفاوت‌تر از دنیایی است که فکر می‌کنیم در آن زندگی می‌کنیم.»

به عقیده طالب بیشتر اقتصاددانان و تقریبا تمامی بانکداران، دون‌شان انسانی رفتار کرده و بسیار خطرناک هستند. آنها در دنیایی خیالی زندگی می‌کنند که با مدل‌های پیچیده ریاضی و سیستم‌های پرطمطراق مدیریت ریسک، می‌توان آینده را کنترل کرد.

نسیم طالب می‌گوید: «من پیشوا و مرشد نیستم. من صرفا مشکل را توضیح می‌دهم و می‌گویم شما از پس آن برمی‌آیید».

لباس‌ها اهمیت دارند، آنها علامت می‌فرستند. نسیم طالب در اعتماد کردن به هر کس که کراوات‌زده هشدار می‌دهد. «باید از خود بپرسید، چرا او کراوات زده است؟»

طالب قوانینی دارد. در کالیفرنیا دوچرخه کرایه می‌کند نه اتومبیل. او معمولا «بلک بری» را با خود حمل نمی‌کند. او از مزاحمت‌ها متنفر است. او واقعا از هزینه تلفن متنفر است، اما لپ‌تاپ خود را با خود به هر جا می‌برد و مرتب از آن استفاده می‌کند تا نکات پیچیده را نشان دهد و به دنبال مرجع‌ها است. او می‌گوید به همه ایمیل‌ها پاسخ می‌دهد. برای او‌هزاران ایمیل فرستاده می‌شود. ۶۰ ساعت در هفته کتاب می‌خواند، ولی هرگز روزنامه نمی‌خواند و تلویزیون نگاه نمی‌کند.

«اگر چیزی بحث روز باشد من در مورد آن می‌شنوم. من دوست دارم با مردم صحبت کنم. من آدم اجتماعی هستم. تلویزیون یک نوع اتلاف وقت است، آن‌چه ارزش دارد تماس و ارتباط انسانی است.»

برچسب ها :

نسیم نیکلاس طالب

،

قوی سیاه

،

عدم قطعیت

[ جمعه نوزدهم اسفند ۱۴۰۱ ] [ 20:4 ] [ من ]  | 

خوندن کتاب «قوی سیاه» از «نسیم نیکلاس طالب» با ترجمه «محمد ابراهیم محجوب» که توسط انتشارات «آریانا قلم» چاپ شده رو شروع کردم. احتمالا خوندن این کتاب زمان زیادی ببره چون مطالبش نیاز به فکر و چیدن استراتژی زندگی داره هرچند که به نظر میاد بعد از این کتاب خوندن کتاب‌های «فریفته‌ی تصادف» و «پادشکننده» هم لازم باشه. البته این نکته که همزمان در حال خوندن کتاب «هنر جنگ» از «سان تزو» هستم هم بی تاثیر نیست. همچنان که مطالب این دو کتاب با تم فکری «جردن پیترسون» و «اندرو تیت» هم داره ترکیب می‌شه. در عین حال به پادکست «سواد مالی صادق الحسینی» هم گوش دادم و دارم آموزش سئو و طراحی سایت وردپرسی «عماد چابک» رو هم می‌بینم. سنتز خروجی تمام این مواردی که گفتم با معجزه‌ای به اسم ChatGPT شاید منتهی به یک اون نتیجه‌ای که توی ذهنم هست بشه. فعلا از طریق لینکدین شروع کردم با عنوان تولیدکننده محتوا با چند شرکت کار کنم و پروژه بگیرم که واسه شروع بد به نظر نمی‌رسه.
تا زمان تموم شدن کتاب و گذاشتن بریده‌هایی از بخش‌های مختلف کتاب، اطلاعات جسته‌گریخته‌ای که حاصل سرچ در مورد نسیم طالب و حرف‌هاش بوده رو توی چند پست می‌ذارم. یکی از معروف‌ترین جملات نسیم نیکلاس طالب که یه چند وقته به شدت ذهن منو درگیر کرده اینه:

The three most harmful addictions are heroin, carbohydrates, and a monthly salary.

در رابطه با سرمایه‌گذاری:
نسیم طالب، نویسنده مشهور حوزه مالی، سرمایه‌گذاری را به بازی «رولت روسی» تشبیه می‌کند که طی آن در یک هفت‌تیر فقط یک گلوله وجود دارد و اعضا موظفند آن را به سمت خود شلیک کنند. با هربار چکاندن ماشه، در واقع ریسک شلیک در نوبت بعدی بیشتر می‌شود درحالی‌که ممکن است فرد ناظر با تعمیم نادرست از عدم‌شلیک در نوبت‌های قبلی، با اطمینان بیشتری در نوبت بعدی ماشه را بچکاند. این موضوع در بازارهای نزولی هم صادق است. به‌عبارت دیگر، هرچه قیمت دارایی‌ها در شرایط ثبات عوامل بنیادی بیشتر افت می‌کند، ریسک خرید دارایی درواقع کمتر می‌شود، درحالی‌که یک سرمایه‌گذار عادی ممکن است در اوج بازار نزولی تصور کند که انجام خرید با خطر زیادی مقارن است.


پ ن: به نظرم ChatGPT یک قوی‌سیاه مثبت می‌تونه باشه اگر درست ازش سوال بپرسیم

برچسب ها :

نسیم نیکلاس طالب

،

قوی سیاه

،

حقوق ماهیانه

،

بازی رولت روسی

مشخصات
اینجا نه می نویسم واسه اینکه کسی بخونه
و نه اصلا برام مهمه که کسی بخونه و یا بدونه
اینجا منم که برای خودم می نویسم
پیوندها

B L O G F A . C O M
: Design
نون خامه ای