[ شنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۴۰۲ ] [ 11:15 ] [ من ]  | 

نظر آرتور شوپنهاور در مورد زندگی:

Life swings like a pendulum backward and forward between pain and boredom.
زندگی مانند یک آونگ بین درد و بی‌حوصلگی به عقب و جلو می‌چرخد.


و خب من الان در نقطه‌ی درد به سر می‌برم. سه‌شنبه شب بود که بعد از حرف‌های مشاور، موضوعاتی مثل درآمد مطرح شد و به جاهایی رسید که اصلا دوست نداشتم. با گذشت چند روز هنوز هم نتونستم از صحبتایی که شده بگذرم و آروم بشم. هربار هم موضوعی پیش میاد که اینجوری فکرم رو بهم می‌ریزه، مثل یه آدم مریض بدنم بی‌حال می‌شه و رمق هیچ‌کاری ندارم. همین الان یه جوری دارم تایپ می‌کنم انگار مشغول بیل زدنم.
از صبح چندبار تلاش کردم چشامو ببندم و مدیتیشن کنم. سعی کردم با فکر کردن به موضوع ذهنم رو آروم کنم ولی چندان نتیجه‌بخش نبود. عوضش چند دقیقه پیش یه آمپول ب-کمپلکس زدم که به نظر میاد داره یه اثراتی می‌ذاره.

برچسب ها :

در باب حکمت زندگی

،

آرتور شوپنهاور

[ چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۴۰۲ ] [ 8:14 ] [ من ]

پرسید حست همین الان چیه؟ زود بگو
نمی‌دونست چه حس متناقض عجیبی رو دارم تجربه می‌کنم. یا شاید هم می‌دونست. گفت طبیعیه تو این روز آدم یه افسردگی و ناراحتی خاصی رو حس کنه. با خنده گفتم آره بهش می‌گن افسردگی بعد از زایمان! و خب آره خوشحال بودم ولی یه خوشحالی ناراحت کننده. آدم حس می‌کنه وارد سراشیبی زندگی شده.
هرچقدر هم آدم تظاهر کنه به این‌که اصلا اهمیتی نمی‌ده، باید اعتراف کنم قشنگه که دیگران بودنت رو جشن بگیرن

[ جمعه هشتم اردیبهشت ۱۴۰۲ ] [ 13:41 ] [ من ]  | 

یکی از جمله‌های جالبی که توی چند وقت اخیر خوندم و نمی‌دونم از کی هست این بوده: «تا راه رفتن را شروع نکنی، مسیر پیدا نمی‌شود.»
زیادی ساده به نظر میاد اما مفهوم عمیقی پشت خودش داره. شبیه این صحبت رو توی یکی از کلیپ‌های جردن پیترسون هم دیدم. از نظر جردن پیترسون اگر نمی‌دونی باید چه کاری بکنی، کافیه شروع بکنی به یه کاری کردن، فارغ از این‌که اون کار چی هست. به مرور می‌فهمی که اون کار چیزی هست که باید ادامه بدی یا نه و در طی این مسیر، آدم می‌تونه اون هدف و مسیر مورد نظر خودش رو پیدا کنه. طبیعتا این یه پروسه‌ی زمان‌بره و هیچ‌کس خوشش نمیاد. من دوست ندارم چند سال برم دانشگاه، درس بخونم، مدرک بگیرم و تازه بعدش بفهمم این اون مسیر من نیست! ما دوست داریم مسیر زندگی مشخص باشه و بدونیم الان که شروع می‌کنیم آخرش به کجا می‌رسه اما واقعیت اینه که هیچ قطعیتی وجود نداره. دنیایی که توی اون تغییرات به این سرعت داره رخ می‌ده، اهداف 5 ساله قابل تعریف نیستن و مسیرها دائما قراره تغییر کنن. با در نظر گرفتن تمام چیزهایی که گفتم، طی چند ماه اخیر مسیرهای جدیدی رو شروع کردم و از روندی که داره طی می‌شه راضیم. از یادگیری سئو شروع کردم، با طراحی سایت وردپرسی ادامه دادم، یه چنل یوتیوب رو استارت زدم و در نهایت به تولید محتوای تجاری رو آوردم. شاید هیچ‌کدوم از این موارد به نتیجه‌ی فوق‌العاده‌ای منتهی نشه اما من راه رفتن رو شروع کردم و قطعا مسیر پیدا می‌شود.

برچسب ها :

Jordan Peterson

،

جردن پترسون

،

جردن پیترسون

،

مسیر

مشخصات
اینجا نه می نویسم واسه اینکه کسی بخونه
و نه اصلا برام مهمه که کسی بخونه و یا بدونه
اینجا منم که برای خودم می نویسم
پیوندها

B L O G F A . C O M
: Design
نون خامه ای