[ یکشنبه شانزدهم شهریور ۱۴۰۴ ] [ 8:55 ] [ من ]  | 

کتاب "بنویس تا اتفاق بیفتد" رو نخوندم اما عنوانش رو زندگی کردم. یه بار نوشتم دلم می‌خواد حداقل ۲ برابر درآمد فعلیم رو از کار دومم بدست بیارم و با گذشت زمان واقعا رخ داد! پس چرا دوباره رخ نده؟؟

الان دلم می‌خواد اتفاقات زیر رو طی ۲ سال آینده رقم بزنم:

  • ۵ برابر درآمد ماهانه شغل ثابت فعلیم رو از ترید دربیارم
  • مورد X رو از زندگیم حذف کنم
  • روزانه ورزش کنم و بدن خوبی بسازم
[ شنبه هشتم شهریور ۱۴۰۴ ] [ 10:54 ] [ من ]  | 

امروز یکی از همکارها اومده بود یه فایل رو براش دانلود کنم و پرینت بگیرم. و اون فایل چی بود؟ معرفی‌نامه‌ی پسرش برای رفتن به مدرسه استثنایی. مثل این‌که بچه‌ش MS مغزی یا چنین چیزی داره و دچار اختلالات کلامی و عدم رشد و ... هست. همزمان که کنارم وایساده بود میگفت دست چپم ۲ روزه که حرکت نمی‌کنه و روز چهارشنبه یک سکته ناقص داشتم بعد از اون دستم این‌جوری شده.
و من وسط این موضوعات به اتفاقات دیشب فکر می‌کنم که ما سر چه چیزای احمقانه‌ای حرف می‌زنیم و بحث می‌کنیم. شاید قیاس مع‌الفارق باشه اما توی شرایطی که مردم درگیر مسائل به این بزرگی توی زندگی‌شون هستن، ما واقعا سطح دغدغه‌هامون چیه و چه کارهایی داریم می‌کنیم؟ البته که دغدغه‌های من اینقدر احمقانه نیست و اونه که مسائل رو پیچیده می‌کنه و قصد داره گند بزنه به همه‌چیز. شاید این سری آخر و عاقبت خوبی نداشته باشه ولی من هم دیگه خسته شدم

مشخصات
اینجا نه می نویسم واسه اینکه کسی بخونه
و نه اصلا برام مهمه که کسی بخونه و یا بدونه
اینجا منم که برای خودم می نویسم
پیوندها

B L O G F A . C O M
: Design
نون خامه ای