مشکل کنترل خشم داری. در مورد کوچکترین و احمقانه ترین چیزها عصبانی میشی و هیچ ایده ای نداری که چرا. و این حقیقت که به سادگی عصبانی میشی بیشتر عصبانیت میکنه و متوجه میشی که همیشه عصبانی بودن از تو یک آدم سطحی و کم عمق و دوست نداشتنی می سازه و تو از این قضیه متنفری! اونقدر ازش متنفری که از خودت عصبانی میشی. حالا یه نگاه به خودت بنداز: از خودت عصبانی هستی که از عصبانی شدن خودت عصبانی میشی! دقیقا همون چیزی که چند وقت قبل در موردش توی وبلاگ نوشته بودم!!
ما انسان ها این مزیت رو داریم که می تونیم درباره ی فکرهامون فکر کنیم.
جامعه ی امروز ما از طریق فرهنگ مصرف گرایی و شبکه های اجتماعیِ "نگا کن زندگی من از زندگی تو باحال تره" نسلی از آدم ها رو تحویل جامعه داده که معتقدن داشتن تجربه های منفی(اضطراب، ترس، شرم و غیره) اصلا و ابدا اکی نیست.
ما یعنی گونه ی بشر در واقع قربانی موفقیت خودمون شدیم. مشکلات روانی، اختلالات اضطراب و کیس های افسردگی طی سی سال گذشته رشد بی سابقه ای داشته. بحران ما دیگه مادی نیس؛ بحران وجودی و معنویه. اینقدر چیزمیز داریم و اینقدر فرصت دور و برمون ریخته که دیگه نمیدونیم چی رو بیخیال بشیم. الان چون بی نهایت چیز هست که می تونیم ببینیم و بدونیم، پس بی نهایت راه وجود داره که بفهمیم نمی تونیم به روز باشیم، نمی تونیم بهشون برسیم، به اندازه ی کافی خوب نیستیم و اوضاع اونقدری که باید عالی باشه نیست! و این از درون ما رو نابود می کنه.
میدونی مشکل همه ی اون خزعبلاتِ چجوری شاد زندگی کنیم که 8 میلیون بار در فیسبوک و اینستاگرام پست میشه چیه؟ "اینکه همیشه تجربه های مثبتِ بیشتر بخوای، به خودی خود یک تجربه ی منفیه. و پذیرش تجربه ی منفی به خودی خود یک تجربه ی مثبته"
قانون تلاش معکوس(آلن واتس) میگه هرچه بیشتر به دنبال حال بهتر باشی کمتر راضی خواهی بود چون به دنبال چیزی بودن، در درجه ی اول این حقیقت رو تشدید میکنه که اون چیز رو نداری! هرچه بیشتر برای پول له له بزنی بیشتر احساس فقر و کم ارزشی می کنی، صرف نظر از اینکه چقدر پول توی حسابت داری.
هیچوقت خوشبخت نخواهی بود اگر مدام دنبال مولفه های خوشبختی باشی. هیچوقت زندگی نخواهی کرد اگر به دنبال معنای زندگی باشی(آلبر کامو)
تا حالا دقت کردی وقتی به چیزی کمتر اهمیت میدی توش عملکرد بهتری داری؟ چیزی که در مورد قانون تلاش معکوس جالبه اینه: بهش میگن "معکوس" چون بیخیالی عملکرد معکوس داره. اگر پیگیری مثبت خودش منفیه پس پیگیری منفی اثرات مثبت به بار میاره. دردی که در باشگاه به خودت تحمیل می کنی به سلامت و انرژی بیشتری منجر میشه. شکست های کسب و کاری چیزهایی هستند که شما رو به درک بهتر عناصر لازم برای موفقیت می رسونن. روراست بودن و اعتراف به نقطه ضعف هاتون باعث میشه که در نهایت پیش بقیه اعتماد به نفس و کاریزمای بیشتری داشته باشید.
انسان عاقل به جای اینکه دنبال لذت ها باشه از دردها اجتناب می کنه(آرتور شوپنهاور)
رضایت نه با اجتناب از درد بلکه با تعبیر کردنش به عنوان یک گام طبیعی و اجتناب ناپذیر برای رسیدن به هر چیز رضایتمند، دست یافتنی خواهد بود(فردریش نیچه)
لذت و رنج اونقدر با هم همبافته اند که اگه کسی یکی شون رو میخواد باید به همون اندازه دیگری رو تجربه کنه. پس باید انتخاب کنی: کمینه کردن درد و رنج یا بیشینه کردن درد و رنج به عنوان بهایی برای رشد لذت و رضایت. اگه بخوای میزان درد انسانی رو کم کنی پس مجبوری ظرفیت شادی رو هم در خودت کم کنی(فردریش نیچه)