[ جمعه بیست و یکم مرداد ۱۴۰۱ ] [ 16:41 ] [ من ]  | 

ثورو در کتاب والدن نوشته بود: «اگر کسی در مسیر رویاهایش با اطمینان قم بردارد و برای داشتن آن زندگی‌ای تلاش کند که در تصوراتش آورده، در طول زندگی به موفقیتی غیرمنتظره خواهد رسید.» همچنین به این نتیجه رسیده بود که بخشی از این موفقیت حاصل تنهایی است. «هرگز همراهی ندیدم که به اندازه‌ی تنهایی بتوند با انسان همراه شود.»

اَش عقیده داشت هرچقدر مردم بیشتر در شبکه‌های اجتماعی با هم در ارتباط باشند جامعه تنهاتر می‌شود.
«تا حالا اسم عدد دانبار رو شنیدی؟»
بعد درباره مردی به نام راجر دانبار در دانشگاه آکسفورد گفت که کشف کرده بود انسان‌ها ذاتا جوری برنامه‌ریزی شده‌اند که فقط با 150 نفر آشنا باشند؛ چون در زمان‌های گذشته، جوامع شکارچی گردآورنده به طور معمول 150 نفر عضو داشتند.
نورا حواب داد: «از نظریه‌ت خوشم میآد. این تعداد آدمی رو که گفتی می‌شه توی یه ساعت توی اینستاگرام دید.»
«دقیقا. و این اصلا زندگی سالمی نیست! مغزمون نمی‌تونه چنین وضعی رو تحمل کنه. برای همینه که بیشتر از هروقت دیگه‌ای به ارتباط مستقیم با آدم ها تمایل داریم...»

شاید همه‌ی زندگی‌ها همین بودند. شاید حتی آن زندگی‌ای که کاملا پرهیجان به‌نظر می‌رسید یا آن زندگی‌ای که همه فکر می‌کردند ارزشمند است، در نهایت شبیه همدیگر باشند. ترکیبی بزرگ از ناامیدی و یکنواختی و درد و زجر و رقابت، با چاشنی شگفتی و زیبایی. شاید این تنها چیز معنادار بود؛ اینکه مردم دنیای خودشان را ببینند.

طبق نظریه فیلسوف اسکاتلندی دیوید هیوم، برای جهان زندگی انسان فرق چندانی با زندگی صدفی خوراکی ندارد.
اما اگر به اندازه‌ای اهمیت داشته که دیوید هیوم درباره‌اش بنویسد، پس شاید به اندازه‌ای هم مهم هست که بشود تصمیم گرفت کاری خوب و درست‌وحسابی با آن کرد مثلا برای حفظ حیات در تمام شکل‌هایش اقدامی کرد.

برچسب ها :

کتابخانه نیمه شب

،

مت هیگ

،

هنری دیوید ثورو

،

دیوید هیوم

مشخصات
اینجا نه می نویسم واسه اینکه کسی بخونه
و نه اصلا برام مهمه که کسی بخونه و یا بدونه
اینجا منم که برای خودم می نویسم
پیوندها

B L O G F A . C O M
: Design
نون خامه ای