[ جمعه هجدهم فروردین ۱۴۰۲ ] [ 14:14 ] [ من ]  | 

یک ماه اخیر برای من با نوسانات فکری و احساسی زیادی همراه بوده. یک روز سرشار از امیدواری و روز بعد در قعر ناامیدی. اما از تجربیات این چند مدت اگر بخوام بگم اینه که یه هاست یکساله خریدم و طراحی سایت با وردپرس رو شروع کردم. با مفاهیم اولیه‌ی Elementor و طراحی صفحات به کمک این افزونه‌ی خفن آشنا شدم. هرچند که هنوز موفق نشدم یک صفحه‌ی کامل رو طراحی کنم اما برای شروع کارم بد هم نبوده. بعد از بررسی چند ایده، همزمان که مشغول یادگیری وردپرس بودم، از ایده‌ی طراحی سایت به سمت چنل یوتیوب شیفت کردم و مشغول تولید محتوا برای یوتیوب شدم. در عین حال بعد از تلاش و پیگیری‌هایی که توی لینکدین داشتم با 3 شرکت به توافق رسیدم برای تولید محتوا که همین هفته اولین واریزی در این زمینه قراره به حسابم بیاد. اینجوری نیست که الان هم مثل روزهای اول سال به آینده خوشبین باشم، اما می‌تونم بگم که توی شرایطی هم نیستم که سگ سیاه افسردگی پاچه‌مو گاز بگیره و زمین‌گیرم کنه! این شرایط بیشتر شبیه پذیرشه و قبول کردن این‌که اوضاع فاجعه‌س ولی خب قراره با همین وضع قهوه‌ای هم زندگی کنم!

طی 2 روز اخیر هم اینستاگرام پر شده از واکنش‌ها به خودکشی کیومرث پوراحمد که نویسنده‌ی «قصه‌های مجید» بوده. تا 3 روز پیش کسی اصلا این آدم رو نمی‌شناخت! آخرین باری که قصه‌های مجید رو تماشا کردیم هم معلوم نیست چند سال پیش بوده! بعد حالا همه ناراحت شدن که ایشون توی 74 سالگی به دلیل «پوچی و ناامیدی از آینده» خودکشی کرده. چه آینده‌ای آخه مرد حسابی؟؟ تو توی 74 سالگی چه آینده‌ای توی ذهنت بوده؟ ما با این سن چی بگیم؟ این حجم از واکنش‌ها نسبت به چنین اتفاقی واقعا مسخره به نظر میاد

مشخصات
اینجا نه می نویسم واسه اینکه کسی بخونه
و نه اصلا برام مهمه که کسی بخونه و یا بدونه
اینجا منم که برای خودم می نویسم
پیوندها

B L O G F A . C O M
: Design
نون خامه ای