[ سه شنبه شانزدهم خرداد ۱۴۰۲ ] [ 17:6 ] [ من ]  | 

همه‌چیز خوب بود. همه‌چیز داشت طبق برنامه پیش می‌رفت. اینقدر خوب که با خودم می‌گفتم واو انگار توی یک کتاب داستانیم. همه‌چیز عالی بود، تا دیشب! سر یک سوتی مسخره که فقط با دست گرفتن یه تقویم حل می‌شد، گند زده شد توی این قصه‌ی پریان! شاید برنامه‌ها یک ماه عقب بیوفته -اگر تو این فاصله چیزای دیگه‌ای نشه که کلا از ریشه داستان رو خراب کنه- یا این‌که مجدد هماهنگی بشه واسه شنبه. فعلا که خودش جواب پیام منو نمی‌ده.
چه روز مزخرفی!

مشخصات
اینجا نه می نویسم واسه اینکه کسی بخونه
و نه اصلا برام مهمه که کسی بخونه و یا بدونه
اینجا منم که برای خودم می نویسم
پیوندها

B L O G F A . C O M
: Design
نون خامه ای