[ شنبه هجدهم تیر ۱۴۰۱ ] [ 23:25 ] [ من ]  | 

عمر آدمی لحظه‌ای بیش نیست. وجودش جریانی گذرا، احساسات‌ش مبهم، جسم‌ش طعمه‌ی کرم‌ها، روح‌ش گردبادی ناآرام، سرنوشتش نامعلوم و شهرتش ناپایدار است. آدمی از لحاظ جسمانی همچون آب جاری و از لحاظ روحانی همچون خواب و خیال و بخار است. زندگی چیزی نیست جز نبرد، اقامتی کوتاه در سرزمینی بیگانه و پس از شهرت، گمنامی فرا می‌رسد. پس چه چیزی می‌تواند راهنما و پاسدار آدمی باشد؟ فقط و فقط یک چیز: فلسفه. فیلسوف بودن یعنی پاک و سالم نگه داشتن روح خود، یعنی روحی فارغ از لذت و درد داشتن، یعنی هدف داشتن و از کذب و ریا مبرا بودن، یعنی در قید کرده‌ها و نکرده‌های دیگران نبودن، یعنی تن به قضا دادن و خدایان را منشا امور دانستن -و از همه مهم‌تر یعنی با متانت در انتظار مرگ بودن و مرگ را جز انحلال و تجزیه‌ی ساده‌ی عناصر سازنده‌ی موجودات زنده ندانستن.

برچسب ها :

کتاب

،

تاملات مارکوس اورلیوس

،

مارکوس اورلیوس

،

فلسفه رواقی

مشخصات
اینجا نه می نویسم واسه اینکه کسی بخونه
و نه اصلا برام مهمه که کسی بخونه و یا بدونه
اینجا منم که برای خودم می نویسم
پیوندها

B L O G F A . C O M
: Design
نون خامه ای