یکی از جملههای جالبی که توی چند وقت اخیر خوندم و نمیدونم از کی هست این بوده: «تا راه رفتن را شروع نکنی، مسیر پیدا نمیشود.»
زیادی ساده به نظر میاد اما مفهوم عمیقی پشت خودش داره. شبیه این صحبت رو توی یکی از کلیپهای جردن پیترسون هم دیدم. از نظر جردن پیترسون اگر نمیدونی باید چه کاری بکنی، کافیه شروع بکنی به یه کاری کردن، فارغ از اینکه اون کار چی هست. به مرور میفهمی که اون کار چیزی هست که باید ادامه بدی یا نه و در طی این مسیر، آدم میتونه اون هدف و مسیر مورد نظر خودش رو پیدا کنه. طبیعتا این یه پروسهی زمانبره و هیچکس خوشش نمیاد. من دوست ندارم چند سال برم دانشگاه، درس بخونم، مدرک بگیرم و تازه بعدش بفهمم این اون مسیر من نیست! ما دوست داریم مسیر زندگی مشخص باشه و بدونیم الان که شروع میکنیم آخرش به کجا میرسه اما واقعیت اینه که هیچ قطعیتی وجود نداره. دنیایی که توی اون تغییرات به این سرعت داره رخ میده، اهداف 5 ساله قابل تعریف نیستن و مسیرها دائما قراره تغییر کنن. با در نظر گرفتن تمام چیزهایی که گفتم، طی چند ماه اخیر مسیرهای جدیدی رو شروع کردم و از روندی که داره طی میشه راضیم. از یادگیری سئو شروع کردم، با طراحی سایت وردپرسی ادامه دادم، یه چنل یوتیوب رو استارت زدم و در نهایت به تولید محتوای تجاری رو آوردم. شاید هیچکدوم از این موارد به نتیجهی فوقالعادهای منتهی نشه اما من راه رفتن رو شروع کردم و قطعا مسیر پیدا میشود.