[ دوشنبه هفدهم مرداد ۱۴۰۱ ] [ 14:1 ] [ من ]  | 

بین مرگ و زندگی یه کتابخونه‌ست و توی اون کتابخونه، قفسه‌های کتاب تا ابد ادامه دارن. هر کتاب شانس امتحان کردن یکی از زندگی‌هایی رو بهت می‌ده که می‌تونستی تجربه‌شون کنی. تا ببینی اگه انتخاب دیگه‌ای کرده بودی، چی می‌شد... اگه شانس این رو داشتی که حسرت‌هات رو از بین ببری، کار متفاوتی انجام بدی، چه اتفاقی میفتاد؟

هرگز نمی‌توانم تمام کسانی باشم که دلم می‌خواهد، نمی‌توانم تمام زندگی‌هایی را از سر بگذرانم که دوست دارم و هیچ‌گاه نمی‌توانم تمام مهارت‌های مورد علاقه‌ام را فرابگیرم. چرا چنین می‌خواهم؟ می‌خواهم زندگی کنم و از تمام گونه‌ها و حالت‌ها و شکل‌های تجارب جسمی و ذهنی ممکن در زندگی‌ام لذت ببرم.
سیلویا پلات

پ ن: چند جمله کوتاه از سیلویا پلات شاعر آمریکایی:
مثل هر چیز دیگری، مردن یک هنر است.
اگر از کسی چیزی را انتظار نداشته باشی، هیچوقت سرخورده نمی شوی.
مرا ببوس تا متوجه شوی که چقدر مهم هستم.
ﺁﺭﺍﻣﺸﯽ ﮐﻪ ﺍﮐﻨﻮﻥ ﺩﺍﺭﻡ ﻣﺪﯾﻮﻥ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭﯾﺴﺖ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺯ ﮐﺴﯽ ﻧﺪﺍﺭﻡ.
گاهی اوقات مجبوریم بپذیریم که بعضی آدمها فقط می توانند در قلبمان بمانند نه در زندگیمان.

برچسب ها :

کتاب

،

کتابخانه نیمه شب

،

مت هیگ

،

سیلویا پلات

مشخصات
اینجا نه می نویسم واسه اینکه کسی بخونه
و نه اصلا برام مهمه که کسی بخونه و یا بدونه
اینجا منم که برای خودم می نویسم
پیوندها

B L O G F A . C O M
: Design
نون خامه ای