[ دوشنبه هفدهم مرداد ۱۴۰۱ ] [ 15:0 ] [ من ]  | 

نورا احساس تنهایی می‌کرد. آن‌قدر در فلسفه‌ی اگزیستانسیالیسم مطالعه کرده بود که تنهایی را بخشی بنیادین از صرف انسان بودن در جهانی اصولا بی معنا بداند.

- فشارش خیلی زیاد بود.
+ اما فشار ما رو می‌سازه. اولش زغال‌سنگ هم که باشی، با زیر فشار قار گرفتن تبدیل به الماس می‌شی.
نورا دانش او درباره‌ی ساخت الماس را تصحیح نکرد. نگفت با این‌که زغال‌سنگ و الماس هر دو از کربن ساخته شده‌اند، زغال‌سنگ ناخالص‌تر از آن است که هر فشاری را هم که تحمل کند، بتواند به الماس تبدیل شود. آن‌طور که علم ثابت می‌کرد، اگر اولش زغال‌سنگ باشی، تا آخر زغال‌سنگ می‌مانی. شاید درس درستی که باید از زندگی می‌گرفتند همین بود.

کمی پس از این‌که نورا عروسی‌شان را -دو روز پیش از مراسم- لغو کرد، دن موقع مستی در پیامی به او نوشت: زندگی‌م پر از آشوب شده.
جهان میل به آشوب و آنتروپی داشت. این از اصول اولیه‌ی ترمودینامیک بود شاید حتی اصول اولیه‌ی وجود.

پ ن 1: مقوله اگزیستانسیال شامل پنج مورد است طبق کتاب «روان‌درمانی اگزیستانسیال» نوشته‌ی «اروین یالوم»:
1. درک اینکه گاهی زندگی بی‌انصاف و ستمگر است.
2. درک اینکه در نهایت از بعضی از رنج‌های زندگی و از مرگ نمی‌توان گریخت.
3. درک اینکه هرقدر هم به دیگران نزدیک شوم باز هم باید به تنهایی با زندگی مواجه شوم.
4. مواجهه با مساپل اساسی زندگی و مرگ تا بتوانم صادقانه‌تر زندگی کنم و کمتر خود را درگیر جزئیات کنم.
5. درک اینکه هرچقدر هم از دیگران راهنمایی و حمایت گرفته باشم، در نهایت مسئولیت شیوه‌ی زندگی‌ام برعهده‌ی خودم است.

پ ن 2: این‌که مت هیگ در طول داستان حرف‌های فلسفی و علمی می‌زنه از جمله اگزیستانسیال، آنتروپی، تابع موج کوانتومی و ... باعث می‌شه کتابخانه نیمه شب برام جذاب‌تر هم بشه.

برچسب ها :

کتاب

،

کتابخانه نیمه شب

،

مت هیگ

،

اگزیستانسیالیسم

مشخصات
اینجا نه می نویسم واسه اینکه کسی بخونه
و نه اصلا برام مهمه که کسی بخونه و یا بدونه
اینجا منم که برای خودم می نویسم
پیوندها

B L O G F A . C O M
: Design
نون خامه ای