برتراند راسل مینویسد: «ترس از عشق همان ترس از زندگی است و کسی که از زندگی بترسد مردهای بیش نیست.» شاید مشکل نورا همین بود. شاید فقط از زندگی کردن میترسید. اما برتراند راسل بارها ازدواج کرده بود و روابطی خارج از ازدواج داشت، بنابراین شاید نصیحتش در این مورد چندان معتبر نبود.
خانم الم با لحنی که کمی بوی تهدید میداد گفت «تنها خطر ممکن مال وقتیه که اینجایی، بین زندگیها. اگه میل به ادامه دادن رو از دست بدی، روی زندگی اصلیت تاثیر میذاره و ممکنه به نابودی اینجا ختم بشه.»
پ ن: همچنین برتراند راسل میگه «عشق چیزی بسیار بیشتر از تمایل برای برقراری رابطه جنسی است؛ عشق راه اصلی فرار از تنهایی است که بیشتر مردان و زنان را در دوران زیادی از زندگیشان آزار می دهد.»