[ پنجشنبه بیستم مرداد ۱۴۰۱ ] [ 16:18 ] [ من ]  | 

مسئله اینه که... اینکه... مسیری که ما به عنوان مسیر موفقیت نگاهش می‌کنیم در واقع مسیر موفقیت نیست؛ چون بیشتر مواقع تفکر ما درباره‌ی موفقیت به یک ایده‌ی خارجی مسخره از حس پیروزی خلاصه می‌شه، مثل یه مدال المپیک، یه شوهر ایدئال یا یه حقوق خوب. همه‌ی ما هم این حدوحدود رو داریم و سعی می‌کنیم بهش برسیم. در حالی که موفقیت چیزی نیست که بشه اندازه‌ش گرفت. زندگی یه مسابقه نیست که بتونیم توش برنده بشیم. در واقع همه‌ش... مزخرفه...
می‌دونم که انتظار داشتن همون سخنرانی تد رو براتون ایراد کنم و مسیر موفقیت رو نشون‌تون بدم، اما حقیقت اینه که موفقیت فقط یه توهمه. همه‌ش توهمه. منظورم اینه که، آره، چیزهایی هستن که می‌تونیم بهشون پیروز بشیم. مثلا من ترس از صحنه دارم، اما می‌بینین که اینجا روی صحنه ایستاده‌م و دارم حرف می‌زنم. من رو ببینین... روی صحنه ایستاده‌م! یه نفر همین اواخر بهم گفت که مشکلم در واقع ترس از صحنه نیست، ترس از زندگیه. می‌دونین چیه؟ درست می‌گفت. چون زندگی ترسناکه، و برای این ترسناک بودن هم دلیل خوبی وجود داره. دلیلش اینه که مهم نیست کدوم شاخه‌ی زندگی رو انتخاب کنیم، چون در هر صورت همون درخت فاسد و خرابیم. من می‌خواستم توی زندگی به خیلی چیزها برسم، خیلی چیزها. اما اگه زندگی‌تون خراب باشه، هرکاری هم که بکنین خراب می‌مونه. فساد و خرابی تمام درخت رو نابود می‌کنه... فقط با هم مهربون باشین...

برچسب ها :

کتاب

،

کتابخانه نیمه شب

،

مت هیگ

،

دلایلی برای زنده ماندن

مشخصات
اینجا نه می نویسم واسه اینکه کسی بخونه
و نه اصلا برام مهمه که کسی بخونه و یا بدونه
اینجا منم که برای خودم می نویسم
پیوندها

B L O G F A . C O M
: Design
نون خامه ای