الاسدی و حشیش و این حرفها مثل یوگاست. برای واماندهها خوب است.
افسانهها اینطور درست میشوند، وقتی آدم از نظرها غایب میشود.
کلمات همیشه مال دیگران است. یک جور میراثی که مثل آوار روی آدم خراب میشود. چون آدم همیشه به زبانی حرف میزند که ساختهی دیگران است. آدم در ایجاد آن هیچ دخالتی نداشته و هیچ چیزش مال خودش نیست. کلمات حکم پول تقلبی را دارند که به آدم قالب کرده باشند. هیچ چیزش نیست که به خیانت آلوده نباشد.
اهالی دورف آلمانی حرف میزدند، منتها به لهجهی سوییسی و تقریبا هیچ انگلیسی نمیفهمیدند و همین زندگی ما را بسیار ساده کرده بود. در آمریکا مشکل زبان راستی راستی وحشتناک بود. هرکسی میتوانست با آدم حرف بزند. آدم در مقابل هر ناکسی که از آدم خوشش میآمد بیدفاع بود.