[ چهارشنبه سیزدهم مهر ۱۴۰۱ ] [ 21:32 ] [ من ]  | 

چند روزه خفه‌خون گرفتم از ترس چیزایی که ممکنه از روی عصبانیت و ناراحتی روزهای اخیر بنویسم و دردسر بشه. اما حالا که ننوشتم چی شد؟ اوضاع بهتر شد؟ خودم آروم‌تر شدم؟ به قول سروش صحت «ترس در کنه وجود من نهادینه شده است. من با ترس بزرگ شده بودم. دیدن و سکوت کردن. خواستن و سکوت کردن. غمگین بودن و سکوت کردن. من حرف زدن و شجاعت را فراموش کرده بودم، اصلا یاد نگرفته بودم و حالا بچه‌های دهه هشتاد معلم من شده‌اند...». حرفی که این روزا خیلی به درستی تکرار می‌شه اینه که ما دیگه هیچ‌وقت آدم‌های قبلی نمی‌شیم. بعد از اتفاقی که واسه مهسا امینی افتاد، حدیث نجفی، دانشگاه شریف، زاهدان، بازداشت شروین، بازداشت حسین ماهینی و حالا هم نیکا شاکرمی که حتی فکر کردن بهش باعث می‌شه آدم بخواد خودکشی کنه. ما چیز زیادی نمی‌خواستیم فقط یه زندگی معمولی. به قول حامد ابراهیم پور:

تلف شدیم و نگفتند حق کیست وطن
یتیم خانه‌ی آتش گرفته‌ای‌ست وطن

امشب خبر اومد که جادی میرمیرانی هم بازداشت شده! کسی که همین چند پست قبل‌تر لینک «تست سلامت فسلفی» سایت‌ش رو گذاشته بودم. یکی از محترم‌ترین و سالم‌ترین نویسنده‌های حوزه تکنولوژی که همین الان دارم با ویدئوهاش پایتون یاد می‌گیرم. اصلا نمی‌تونم به ادامه‌ی آموزش‌هاش نگاه کنم.

برچسب ها :

جادی

،

جادی میرمیرانی

مشخصات
اینجا نه می نویسم واسه اینکه کسی بخونه
و نه اصلا برام مهمه که کسی بخونه و یا بدونه
اینجا منم که برای خودم می نویسم
پیوندها

B L O G F A . C O M
: Design
نون خامه ای