3. Kings and Philosophers shit, and so do Ladies.
شهریاران و فلاسفه میرینند و همچنین بانوان محترم!
این رکگویی در مقالهای از فیلسوف فرانسویِ قرن 16 اتفاق میافتد: میشل دومونتنی. مونتنی نمیخواست بددهنی کنه بلکه هدف محبتآمیزی داشت: میخواست خودمون رو نزدیکتر حس کنیم به کسایی که زندگی آنچنانیشون به طرز دردناکی تاثیرگذار به نظر میاد و با زندگی ماها خیلی فرق داره. مونتنی میتونست اضافه کنه که این آدما پنهانی احساس خودکمبینی و رد شدن میکنن و توی زندگی جنسیشون گند میزنن. میتونیم مثالهای امروزی از مدیرای شرکتها، کارآفرینا و همکلاسی موفق دوران دانشگاهمون به این قصه اضافه کنیم. مونتنی میخواست ما رو از نداشتن عزتنفس و شرم رها کنه، چرا که این حس اغراقآمیز از توهم تفاوت بین ما و دیگران قدرتمند نشات میگیره. در لحظات وحشت -شاید قبل از یه سخنرانی مهم یا یه قرار عاشقانه- جملهی مونتنی رو باید در ذهن تبآلود و کم جراتمون مرور کنیم تا یادمون بیاریم که هیچکس هرقدر هم که ظاهرا متین موقر باشه، بیشتر از چند ساعت با فروتنی و آسیبپذیری نشستن سر مستراح فاصله نداره!