الان که دارم این پست رو تایپ میکنم از لحاظ عصبی شرایط خوبی ندارم. عصبیام چون دیروز مجبور شدم وقتی همه رفته بودن بمونم و تا ساعت 6 تغییرات و آپدیت های مورد نیاز سایت رو انجام بدم. چرا؟ چون امروز قرار بود یه نفر از وزارتخونه بیاد بازدید و اون موارد هم همه مهم بود. میرفتم خونه سایت رو آپدیت میکردم؟ نمیشه چون از ترس حملهی مجدد هکرها آیپیها بسته شده و فقط باید با سیستم سازمان و صرفا سیستم خودم وارد قسمت مدیریت سایت بشم! چرا عصبیام؟ چون خیلی از کارایی که دیروز انجام دادم رو همین چند وقت پیش انجام داده بودم و با هک شدن سایت و حماقت اون مسئول پشتیبانگیری که کارش رو انجام نداده بود، پرید و عملا دوبارهکاری کردم! چرا عصبیام؟ چون بعد از عید دیر یا زود قراره کلا سایت عوض بشه و تمامی صفحات باید توی سایت جدید طراحی و آپدیت بشه و کاری دیروز میپره! و دلیل عصبانیت اصلیم چیه؟ چون اون احمقی که قرار بود بیاد بازدید، اومد و بعد از اینکه یهکم توی محیط چرخ زد، وقتی گفته بودن فلانچیز و فلانچیز و فلانچیز روی سایت بارگذاری شده، برگشته گفته همینا رو برام بریزید روی CD بفرستید بعدا چک میکنم!!! متاسفانه وقتی فهمیدم این حرف رو زده که رفته بود وگرنه از خجالتش واقعا درمیومدم! به قدری عصبی شدم ممکن بود چیزایی بگم که حتی حراستی بشم ولی چه اهمیتی داره وقتی برای کار آدم ارزشی قائل نیستن؟
یه طلب هم از اسفند سال پیش دارم که برای همه پرداخت شده به جز من و امروز هم که با حسابداری صحبت کردم عملا گفت هیچی به هیچی!
از اونطرف جلوی اون نماینده وزارتخونه هم همش حرف از بندگان خدا اساتید میشه که محاسبهی فلان چیزشون کمه و پرداختی کم دارن و ...
تو این لحظه دارم به این فکر میکنم که نه خودم دیده میشم نه کارم. درستترین کار رو توی این سیستمها فقط اونایی میکنن که تو میتونن میخورن و فکر جیب خودشونن!