کتاب "هنر ظریف بیخیالی" (که البته اسم اصلی کتابش این نیست و خب یه مقدار عنوان بی ادبانه ای داره و هنگام ترجمه سانسور شده) از "مارک منسون" به شدت جذاب بود برام. من این کتاب رو به صورت PDF با ترجمه ی "ارشاد نیک خواه" خوندم که کاملا بی پرده ترجمه کرده و خب طبیعتا به شکلی نیست که نسخه ی چاپیش توی بازار موجود باشه :)) این نسخه ی ترجمه ای که من خوندم واسه اونایی خوبه که میخوان به سبک لقمان حکیم از بی ادبان ادب بیاموزن ولی شما همون نسخه ی چاپی توی بازارش رو بخونین این یکی دیگه زیادی رک بود :/ عنوان انگلیسی کتاب اینه: The Subtle Art of Not Giving a F*ck
اگر مثل من اهل خوندن کتاب های روانشناسی فردی و موفقیت و... باشین و یه جاهایی احساس تضاد می کنین نسبت به خوشبینی ها و مثبت اندیشی ها و... ، این کتاب مناسب شماست! فصل اول این کتاب با عنوان "تلاش نکن" شروع میشه و در رابطه با افکار دوست پوچ گرامون جناب چارلز بوکوفسکی صحبت میکنه که این در نوع خودش خیلی عجیبه! فصل های کتاب اینه: تلاش نکن، خوشبختی یک مشکله، تو استثنا نیستی، ارزش رنج کشیدن، تو همیشه در حال انتخاب هستی، در مورد همه چی اشتباه می کنی(ولی منم همینطور)، شکست مسیر رو به جلوئه، اهمیت "نه" گفتن، و بعد میمیری!
نکته ی جالب در مورد مارک منسون اینه که یک بلاگر هستش و مثل اینکه خیلی از چیزایی که توی کتاب هاش نوشته رو قبلا توی وبلاگش نوشته بوده(الان حس شاخ بودن خاصی نسبت به وبلاگ نویس بودن خودم دارم!!). چند قسمت از این کتاب:
لعنتی! حتی به اندازه ی کافی برای شکست خوردن در این مسیر تلاش نکردم!
اینکه صرفا در مورد خودت حس خوبی داشته باشی بی معنیه، مگر اینکه دلیل خوبی وجود داشته باشه که حس خوبی در مورد خودت داشته باشی.
در هر قدمی از مسیر داشتم اشتباه می کردم. در مورد همه چی. همه ی عمرم داشتم در مورد خودم، بقیه، جامعه، فرهنگ، دنیا و هستی اشتباه فکر می کردم. و امیدوارم بقیه ی عمرم هم همینجوری باشه.
ایمو فیلیپس: یادمه معتقد بودم که مغز خفن ترین عضو بدنمه، بعد متوجه شدم کی داره این رو بهم میگه!
اگه یه لحظه وایسی و درست و حسابی بهش فکر کنی متوجه میشی که همه ی این پندهای سنتی در مورد زندگی و خوشبختی، همه این چیزهای مثبت و خوشحالی که هر روز توی کتاب های خودیاری و پست های انگیزشی در شبکه های اجتماعی می بینیم، همه روی چیزهایی که نداری فوکوس کردن.
به طرز جالب و کنایه آمیزی این تمرکز روی مثبت گرایی، این قفلی زدن روی چیزی بهتر و عالی تر، تنها خدمتی که به ما میکنه اینه که بهمون یادآوری میکنه چه چیزی نیستیم، چه چیزی نداریم، چه چیزی باید می بودیم ولی نتونستیم بشیم. اما در نهایت هیچ آدم واقعا خوشحالی احساس نمیکنه که بره جلوی آینه و برای خودش تکرار کنه "من خوشحالم" چون که خب خوشحاله!
کوچیکترین سگ بیشترین سر و صدا رو داره
همه ی آدم های اطراف، رسانه ها، تبلیغات میخوان باور کنی که کلید داشتن یک زندگی خوب اینه که بیشتر، بیشتر، بیشتر: بیشتر بخر، بیشتر داشته باش، بیشتر پول دربیار، بیشتر بکن، بیشتر باش.