[ سه شنبه بیست و ششم مرداد ۱۴۰۰ ] [ 16:9 ] [ من ]  | 

من مجبورم که سالگرد رویاهای خود را جشن بگیرم، سالگرد آنچه را که زمانی برایم دلچسب بود اما در واقع هرگز وجود نداشت، زیرا این جشن یادآور رویاپردازی های بی معنی وهم گونه ی گذشته است، رویاهای احمقانه که دیگر وجود ندارند، زیرا چیزی ندارم که جایگزین آن ها کنم؛ آخر رویا را باید تجدید کرد.

برچسب ها :

کتاب

،

فئودور داستایوفسکی

،

شب های روشن

،

سن پترزبورگ

مشخصات
اینجا نه می نویسم واسه اینکه کسی بخونه
و نه اصلا برام مهمه که کسی بخونه و یا بدونه
اینجا منم که برای خودم می نویسم
پیوندها

B L O G F A . C O M
: Design
نون خامه ای