[ چهارشنبه ششم بهمن ۱۴۰۰ ] [ 13:1 ] [ من ]  | 

خوندن کتاب «مردی به نام اُوِه» نوشته‌ی «فردریک بکمن» با ترجمه‌ی «حسین تهرانی» رو بعد از مدت‌ها شروع کردم. سعی می‌کنم همزمان با خوندن، بخش‌هایی که نظرم رو جلب می‌کنه، اینجا ثبت کنم. تا اینجا برام جالبه که همسایه‌ی اُوِه یک زن‌باردار ایرانی هست.

گربه از همان اول از او خوشش نیامد؛ البته این احساس دوطرفه بود.

همان کاری که یک مرد میان‌سال انجام می‌دهد، مردی که باید هر لحظه آماده باشد از دست اطرافیان کاملا بی‌عرضه‌اش دلخور شود.

اصلا از این موضوع خبر دارند که به آدم چه حالی دست می‌دهد وقتی روز سه‌شنبه کاری برای انجام دادن نداشته باشد؟ آن‌ها که اینترنت و اسپرسوساز دارند، چه چیزی از مسئولیت‌پذیری می‌فهمند؟

قدش باید حدود دو متر باشد. اوه به طور غریزی به آدم ‌هایی که قدشان بلندتر از 1/85 متر است، بدبین است.

برای اوه کاملا مشخص بود که زنش فقط بهانه گرفته بود تا صندلی‌های نو بخرد. انگار مفهوم زندگی فقط در این نهفته باشد که صندلی آشپزخانه بخرند، غذا بخورند و به سایر کارها برسند.

برچسب ها :

کتاب

،

فردریک بکمن

،

مردی به نام اوه

،

مردی به نام اُوِه

مشخصات
اینجا نه می نویسم واسه اینکه کسی بخونه
و نه اصلا برام مهمه که کسی بخونه و یا بدونه
اینجا منم که برای خودم می نویسم
پیوندها

B L O G F A . C O M
: Design
نون خامه ای