«روز خوبی داشته باشید.»
اُوِه ریز لب میگوید «معلوم میشه.»
سرش را با جدیت تکان میدهد؛ «امکان داشت کشته شید، برای کسی که زندگیش رو نجات دادید!
اُوِه گفتهی او را تصحیح میکند «برای کسی که زندگی رو به اون بخشیدهاید.» و در کلامش صدای سونیا را میشنود.
وقتی کنار سونیا نشست، طوری به او نگاه کرد انگار او تنها زن دنیاست.
«میگن مردها از اشتباهاتشون زاده میشن و اینجور مردها خودساختهتر هستند تا اونهایی که هیچوقت اشتباه نمیکنند.» شکسپیر
وقتی آدم حرفی برای گفتن نداشته باشد، بهترین کار این است که یک سوال مطرح کند.