من ارفئوس، برای توفانها آوازی خواندم که خفتند... به آخر دریا رفتم و چیزهایی دیدم که زیباییشان، چونان زیبایی تو، فراتر از حدّ تصور بود.
خداوندا! تو آن مقروضی که قرض خود را همیشه ادا میکنی و ما اندکی روی خاک میمانیم سپس به سوی تو میآییم که همیشه از آن تو هستیم... اما معشوقهی من، زودتر از آنکه باید، به سوی تو آمد. گلی که پیش از شکفتن، پژمرد اینک از تو میخواهم او را به من عاریت دهی. آری به عاریت میخواهمش نه برای همیشه... تنها چند سال... و بعد با هم به سوی تو خواهیم آمد.
- آیا نماز در عینِ مستی درست است؟
- آیا میدانی چه میگویی؟!
- آری!
- پس نمازت درست است. آیه میگوید: «لَا تَقْرَبُوا الصَّلَاةَ وَأَنْتُمْ سُكَارَى حَتَّى تَعْلَمُوا مَا تَقُولُونَ» آنگاه که مست هستید گرد نماز نگردید تا بدانید که چه میگویید / 43 نسا.
استغفار شانگارای: «خداوندا! سه گناه مرا ببخش: به سوی تو آمدم و فراموش کردم که تو همهجا هستی؛ به تو فکر کردم و فراموش کردم که تو از افکار، عمیقتری؛ برایت نماز خواندم و فراموش کردم تو از نمازها والاتری.»
در رحمت آفرینش الهی تامّل کنید. در عشق او نسبت به ما، درنگ کنید و؛ گویا از عدم ذاتی به وجودِ ظاهری منتقل شدهایم.
قیروانی: «ای شب، عشق در کدام فردا از راه خواهد رسید؟»
شانگارای: «برای رهایی از بردگی باید ابتدا میان همجنس و غیرهمجنس خود فرق بگذای. از این باور رها شو که تو تودهای گوشتی به نام تن. نفس حقیقی خود را بشناس تا خود را ببینی ایستاده خارج از زمان که نه گذشتهای دارد، نه حالی و نه آیندهای. آنگاه بر روح تو سلام باد!»
حق عشق این است که عشق، دلیل عشق باشد. و اگر عشق در دل نبود، دیگر عشقی نبود.