[ شنبه چهارم تیر ۱۴۰۱ ] [ 16:40 ] [ من ]  | 

تو یکی ابری بر خورشیدِ خویش، پس خود را بشناس.
ابن‌عربی

- تو واقعا به ابن‌رشد گفته‌ای فلسفه امور غیبی را کشف نمی‌کند؟
- آری، چرا که جهان همیشه در همین حال هست و نیست!
- و گفته‌ای تنها قانون هستی، اراده‌ی الهی است؟!
- آری! چنین گفته‌ام!
- پس فایده‌ی فیلسوف بودن چیست؟
- ای امیرالمومنین! فلسفه یعنی دوست داشتن دانش و البته همه‌ی کسانی که چیزی را دوست دارند بنا نیست که حتما به آن برسند!

ظهور حقیقت، تنها در زن کامل می‌شود.
ابن‌عربی

- چرا فقها چشم دیدن فلاسفه را ندارند؟
- مردم به دینِ پادشاهان خود هستند سرورم!

- بالاخره صوفی فیلسوف است یا فقیه؟
- نه این و نه آن! فیلسوفان صاحبان اندیشه و استدلال و عقل‌اند و فقها، اربابِ پیروی و اطاعت و نقل.
- و صوفیان؟
- صوفیان اما خدایگان ذوق‌اند و حال. فقیه می‌خواند و هرچه از خواندن دریابد می‌گوید. فیلسوف می‌اندیشد و نتایج استدلالش را بیان می‌کند. صوفی اما با پروردگار خود خلوت می‌کند و هرچه خدا به او بنماید می‌گوید.

اگر به فقها اعتماد کنی، عقل تو را تعطیل می‌کنند و اگر به فلاسفه روی آوری، ایمان تو را می‌برند، اما اگر به دامن اولیا بیاویزی، تعقل و قلب تو را در پرتو انوار الهی قرار می‌دهند.

پ ن 1: نخستین آموزش‌های ابن رشد در زمینه فقه مالکی است. او نزد پدرش الموطأ مالک را آموخت. سپس تحصیلاتش را در رشته‌های کلام و حقوق و پزشکی ادامه داد و مدّت‌ها نیز در شهرهای «اشبیلیه» (سویل کنونی) و «قرطبه» به کار قضاوت اشتغال داشت. او به بقای ماده و وجود یک حقیقت ابدی با خدا معتقد بود و متذکر شد که گاهی فلسفه با دین ناسازگاری تام دارد و از این جهت دیدگاه‌های دوگانه‌ای اظهار داشته‌است. ابن رشد بخاطر عقایدش در اواخر عمر، به دستور خلیفه اسلامی، از دارالخلافه به روستائی در نزدیکی قرطبه تبعید شد و کتابهایش را نیز سوزاندند. او مدتی بعد در اثر بیماری و ناراحتی های ناشی از تبعید و تحقیر درگذشت.

پ ن 2: این اظهار نظر در مورد فلسفه برام غیرقابل درکه! وقتی کتاب رو تموم کردم بهتر می‌تونم در مورد تفاوت صوفی‌گری و فلسفه حرف بزنم اما با گفتن اینکه «فلسفه یعنی دوست داشتن دانش و البته همه‌ی کسانی که چیزی را دوست دارند بنا نیست که حتما به آن برسند» تلاش می‌کنه فلسفه رو ببره زیر سوال در عین حال که راهی برای صوفی شدن معرفی نمی‌کنه و صرفا ادعا می‌کنه که از برگزیدگان الهی هست! پس اگر شما جزء برگزیدگان بودید که هیچ و اما اگر نبودید شانسی برای رسیدن به این درجه نخواهید داشت! نتیجتا اینکه حداقل در زمینه‌ی فلسفه درصد شانسی که برای موفقیت داریم بیشتره و طبیعی هم هست که قرار نیست همه فیلسوف بشن.

برچسب ها :

کتاب

،

گاهِ ناچیزیِ مرگ

،

ابن عربی

،

محیی‌الدین ابن‌عربی

مشخصات
اینجا نه می نویسم واسه اینکه کسی بخونه
و نه اصلا برام مهمه که کسی بخونه و یا بدونه
اینجا منم که برای خودم می نویسم
پیوندها

B L O G F A . C O M
: Design
نون خامه ای