چند پست قبل(پست 936) که حرفهای جردن پترسون در رابطه با رنج زندگی هست، یه جا میپرسه که چه چیزی میتونه توی جنگ در مقابل این رنج به شما کمک کنه؟ و خودش جواب میده که حقیقت(Truth) پادزهری هست برای رنج چون واقعیت رو پشت سرتون قرار میده و میتونید با واقعیتی که مستقیم به سمت شما میاد بدون ضعیف شدن مواجه بشید. در مورد تفاوت معنای حقیقت(truth) و واقعیت(reality) قبلا یه جا خوندم که میگفت «واقعیت چیزیه که هست» و «حقیقت چیزیه که باید باشه» و در ادامه توضیح میداد که دروغ یک واقعیته ولی صداقت یک حقیقته و چیزیه که باید باشه و آرمان گرایانهس؛ یه چیزی مثل عدالت! اما به نظر میاد از نگاه جردن پترسون واقعیت یعنی چیزی که هست و وجود داره اما حقیقت به معنای راستگویی با خودمون میتونه باشه و پذیرش واقعیتها به شکلی که وجود دارن. با آشنایی نسبی که از جردن پترسون دارم منظورش از truth اینه که با خودمون صادق باشیم در مورد واقعیتها تا بتونیم اونا رو پشت سر بذاریم برای مقابله با چیزهای جدید. اما دیدن برنامهی The Moment of Truth آدم رو قانع میکنه که همیشه هم حقیقت پادزهری در مقابل رنج زندگی نیست. مواجهه با بعضی از واقعیتها به شدت سخت و غیرقابل تحمله و دونستن یه سری حقایق خودش عامل رنج میتونه باشه. گاهی وقتا دروغ خیلی چیز خوبیه و کاش بعضی دروغها هیچوقت برملا نشه