از قدیم میگفتن تو نیکی میکن و در دجله انداز که ایزد اون دنیا تلافی میکنه
طرفداران کارما که چند سالی هست مد شده(اکثرشون فقط کلمهی کارما رو شنیدن و آشنایی خاصی با فلسفههای هندی ندارن) میگن تو به بقیه خوبی کن و این خوبی طی یه چرخه به زندگی خودت برمیگرده
یه عده هم هستن که میگن بهتره آدم با بقیه خوب باشه چون گهی زین به پشت و گهی پشت به زین و نمیدونی بعدا چی پیش میاد و ممکنه کارت پیش همونی گیر کنه که الان کارش پیش تو گیره
همه اینا یه مدل استدلال و توجیه برای رعایت اخلاقه فارغ از اینکه خودمون رو درگیر بحث تعریف اخلاق بکنیم که اخلاق چی هست و چی نیست. تو دنیای امروز سادهترین کارهای خوب هم نایابه مثل کارمندی که با حوصله و برخورد خوب به ارباب رجوع جواب میده و کارش رو راه میندازه!
اما اگر فرض رو بگیریم بر اینکه دنیای دیگهای نیست که خدا بخواد خوبی ما رو تلافی کنه، کارمایی در کار نیست که صرفا هرکار خوبی که میکنیم به خودمون برگرده و همینطور اون آدمی که الان کارش پیش ما گیر کرده هیچوقت قرار نیست نیازمندش بشیم، در این صورت باز هم آدم خوبی خواهیم بود و رفتار اخلاقیای بروز میدیم؟ اگر اینطور نیست نمیتونیم خودمون رو آدم اخلاق مدار و خوبی بدونیم و صرفا جبر شرایط و آیندهنگری ماست که باعث میشه خوشبرخورد باشیم. رفتار ما با آدمهایی که هیچکاری نمیتونن برای ما بکنن نشون دهنده شخصیت واقعی ماست و بر این مبنا خیلی از آدمهایی که میشناسم فاجعهن!