کتاب «کتابخانه نیمه شب» نوشتهی «مت هیگ» با ترجمهی «محمدصالح نوریزاده» که انتشارات «کوله پشتی» چاپ کرده قطعا یکی از بهترین کتابهایی هست که تا به حال خوندم. طی چند سال اخیر و با مطرح شدن بحث وجود یا عدم وجود زندگیهای موازی بین فیزیکدانها، فیلم و سریال و کتابهایی که به این موضوع اشاره میکنن روز به روز بیشتر میشه. از سریال پیچیدهی Dark تا سری فیلمهای Marvel با موضوع مولتیورس که جدیدا استارت خورده و فیلم قابل توجه Everything Everywhere All at Once 2022 که شاید نزدیکترین موضوع رو نسبت به کتابخانه نیمهشب داشته باشه. داستان کتاب در مورد نورا سید 35 ساله هست که افسردهس و قرص افسردگی میخوره، پدر و مادرش فوت کردن، رابطهی خوبی با برادرش نداره و خیلی وقته ندیدهتش، قرار بود ازدواج کنه اما 2 روز قبل از مراسم ازدواج رو کنسل میکنه، بهترین دوستش رفته استرالیا و رابطهشون کمرنگ شده، گربهش فوت میکنه و رئیسش هم از کارش اخراجش میکنه. اگر خیلی ساده بخوام توضیح بدم نورا یک پکیج کامل از بدبختیه و تصمیم به خودکشی میگیره که کاملا هم تصمیم منطقی و درستی به نظر میاد. به همین خاطر تعداد زیادی قرص میخوره اما قبل از مرگ، سر از یک کتابخونه درمیاره. توی این کتابخونه نورا سید میتونه زندگیهایی که میتونست تجربه کنه رو امتحان کنه و ببینه با هر تصمیم چه اتفاقی رخ میداد. این کتاب در مورد حسرتهاست و میخواد بگه شاید بعضی از حسرتهامون چندان دلیل محکمی نداشته باشه. در نهایت هم تلاش نمیکنه بگه این زندگی که الان داری بهترین زندگی ممکن هست و همین یک نکتهی خیلی مثبته. حس میکنم خوندن این کتاب برای آدمای بالای 30 سال خیلی قابل فهمتر باشه. نمیشه گفت که این کتاب یک کتاب فلسفیه اما، با یک نگاه فلسفی به موضوع حسرتها نگاه میکنه و هر از گاهی جملاتی از فلاسفهی بزرگ در طول داستان ذکر میشه. مت هیگ کتاب معروف دیگهای هم داره به اسم «دلایلی برای زنده ماندن» که قطعا جز کتابهایی خواهد بود که به زودی میخرم و میخونم.