
با لبی که کاربرد اصلیاش بوسیدن است
چای مینوشید و قلب استکان میایستاد
کاظم بهمنی

با لبی که کاربرد اصلیاش بوسیدن است
چای مینوشید و قلب استکان میایستاد
کاظم بهمنی

من ابرم تو رفتی که باران ببارد
نبود تو من را به شب میسپارد
برای منو عشق دلت جا ندارد
تماشا نکن غم تماشا ندارد
علیرضا پوراستاد

تا حالا اینطوری شده؟
که عشقت باشم و حسش نکنی
نگاه توی چشمش نکنی
کسی که حتی
یه روزم فکرشو نمی کردم بش فکر نکنی
ملانی

تُنسى، كأنك لم تكن --> از یاد می روی گویی هرگز نبوده ای!
تُنسى كمصرع طائر
ككنيسة مهجورة تُنسى
كحب عابر
وكوردة في الليل... تُنسى
فراموش می شوی
گویی که هرگز نبوده ای
چون مرگ یک پرنده
یا چون یکی کنیسهی متروک
فراموش می شوی
چون عشق رهگذر
چون گل به دست باد
چون گل میان برف
فراموش می شوی
پ ن: شعر کامل در "اینجا"

روانی بهت مریضم بی هوا از رو غریزه م
اگه تو از من دور شی یه تنه شهرو بهم میریزم
اسممو داد بزن بگو هنوز با منی
حتی اگه ازم دور شی ازم دل نمی کنی
اشوان
پ ن: غریزه نه غریضه :))

از این دوری طولانی منو ببر به دورانی
که هر لحظه تو اونجایی زیر بارون تنهایی
منو ببر به اون حالت همون حرفا همون ساعت
به اندوه غروبی که به دلشوره ی خوبی که
تو چشمام خیره میمونی به من چیزی بفهمونی
احسان خواجه امیری

همه سرسبز و تو جنگل آشیونه شون تو دشتها
من تک درخت کهنه موندم اینجا تک و تنها
بهار از اینجا بریده نمی خوام دیگه کویر و
حالی از من نمی پرسه حال این درخت پیر و
افشین

نه رفیقی نه سلامی
نه کسی با یه پیامی
رو درختی تنها توی دشت و صحرا بی پناهیم
سر توی بال هم اما باز محتاج یه نگاهیم
دو تا پرنده هستیم رو شاخه های غربت
نه اهل قصه گفتن نه خوندن و نه صحبت
لیلا فروهر

Life is life, when we all feel the power
Life is life, come on stand up and dance
Life is life, when the feeling of the people
Life is life, is the feeling of the band, yeah
DJ Ötzi
پ ن: نظرتون در مورد اون لوگویی که روش گذاشتم(صرفا خود طرح و نه رنگش چون رنگش تغیر میکنه) چیه؟ و اینکه به نظرتون یه پیج اینستاگرام برای گذاشتن این عکس ها درست کنم یا نه؟
قبلا از حسن نظر شما تشکر میکنم :))

دستامو تو دستات بگیر آغوشتو باز کن برام
بیا و با نوازشات دنیا رو آغاز کن برام
منو بگیر از این شبا که بی تو دلگیره برام
بیا نشون بده یکی، مونده که میمیره برام!
هنگامه

قرن ها میان و میرن یک چرا بدون پاسخ
من و تو هزار سال بعد، عشق، زندگی تناسخ
به دنیا اومدم تا عاشقت باشم!
ابی

در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم
اصلا به تو افتاده مسیرم که بمیرم
فاضل نظری

هی گریه می کردم به آن مردی که زن بودم
شب ها دراکولای غمگینی که من بودم
و عشق یک بیماری بدخیم روحی بود
مهدی موسوی

او رفت و با خود برد شهرش را
تهران پس از او توده ای خالی ست
آن شهر رویاهای دور از دست
حالا فقط یک مشت بقالی ست!
علیرضا آذر

اگه تو از پیشم بری شمعدونیا دق میکنن
شکایت عشق تو رو به مرغ عاشق میکنن
اگه تو از پیشم بری پنجرمون بسته میشه
یه دل با صدتا آرزو از زندگی خسته میشه
سامان

نه از دور و نه از نزدیک تو از خواب آمدی ای عشق
خوشا خودسوزی عاشق مرا آتش زدی ای عشق
خوشا عشق و خوشا خون جگر خوردن
خوشا مردن خوشا از عاشقی مردن
داریوش

من جای خالی تو را هم دوست دارم خوش به حالت
این بیخیالی تو را هم دوست دارم خوش به حالت
شهر شمالی تو را هم دوست دارم خوش به حالت
ایوان باند

پلکی بزن ای مخزن اسرار که هر بار
فیروزه و الماس به آفاق بپاشی
هرگز به تو دستم نرسد ماه بلندم
اندوه بزرگی ست چه باشی چه نباشی
حجت اشرف زاده

دستم از دست تو دور این شروع ماجراست
روز و شب هفته و ماه قصه های غصه هاست
میام اونجا که برات خونه ی خاطره هاست
تو فقط به من بگو دل نشکسته کجاست
خانم هایده

تموم لحظه هامون و غرور تو اگر پر کرد
سکوت و از میون بردار یه امشب به خودت برگرد
یه امشب عاشقم باش که یه عمریه دوست دارم
واسه امشب که اینجایی تموم سال و بیدارم
شهرام صولتی
B L O G F A . C O M
: Design
نون خامه ای